Läs Daftar 6 Khorazmshah (må Gud förbarma sig över honom) såg under sin färd i sitt följe en mycket sällsynt häst, och kungens hjärta fästes vid hästens skönhet och smidighet. Imad al-Mulk förringade hästen i kungens ögon, och kungen föredrog hans ord framför sin egen observation, precis som vismannen (må Gud förbarma sig över honom) sade i Ilahiname: ”När avundens tunga blir en slavhandlare, finner du Josef av ett tyg av grovt linne.” På grund av Josefs avundsjuka bröders mäkleri döljdes så mycket skönhet och den framstod som ful i köparnas ögon, så att ”de var bland dem som avstod från honom.” Vers 3355

M6:3355 — پس یقین گشتش که جذبه زان سریست / کار حق هر لحظه نادر آوریست

پس یقین گشتش که جذبه زان سریستکار حق هر لحظه نادر آوریست
✦ Rendera denna beyt på Svenska

M6:3355

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — från hans inspelade Masnavi-föreläsningar

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: پس بر او یقین شد که این کشش (جذبه) از سرّی پنهان است؛ زیرا کار خداوند هر لحظه آفرینشی نو و بی‌سابقه است.

معنا: این بیت بیان می‌کند که جاذبه‌های عمیق، منشأیی الهی و پنهان دارند و خداوند در هر آن، آفرینش‌هایی تازه و بی‌مانند پدید می‌آورد.

شرح

در این بیت، مولانا به نکته‌ای بنیادین در معرفت الهی اشاره می‌کند که ریشه در داستان‌های پیشین مثنوی دارد، از جمله داستان اسبی که پادشاه را بی‌اختیار شیفته خود می‌کرد. او می‌گوید پادشاه در نهایت به این یقین می‌رسد که این جاذبه و کششی که دل او را برده، از خاصیت خود آن اسب نیست، بلکه «زان سریست»؛ از یک راز و قلمرویی دیگر می‌آید، قلمرو الهی. این همان چیزی است که من در جای دیگری از آن به «تمویه الهی» تعبیر کرده‌ام؛ یعنی خداوند گاهی امری را به صورتی غیر از ذات حقیقی‌اش می‌نمایاند تا دل‌ها را به خود جذب کند. این نوعی جادوگری الهی است که دل‌ها را مسحور می‌کند و از ظاهر به باطن می‌کشد.

نیم‌بیت دوم، «کار حق هر لحظه نادرآوری است»، قاعده کلی این آفرینش مستمر و نو به نو را بیان می‌کند. این تعبیر بسیار بلند و عمیق است و متکی بر این حقیقت عرفانی است که «لا تکرار فی التجلی»؛ در تجلیات و ظهورات حق تکراری نیست. هر لحظه، خداوند در حال آفرینشی جدید و بی‌سابقه است. هر پدیده‌ای که در عالم رخ می‌دهد، چه در جهان بیرون و چه در درون ما، یک «نادرآوری» است، یک اتفاق بی‌نظیر و یگانه است.

اما چرا ما این «نادرآوری» را درک نمی‌کنیم؟ مولانا خود در جای دیگر پاسخ می‌دهد که ما دچار «خطای حس و عقل» هستیم. ما جهان را «کهنه» می‌بینیم و از «کهنه‌خواری» رنج می‌بریم، در حالی که در حقیقت چیزی کهنه در این عالم نیست؛ هر لحظه نو می‌شود. ما با خطای بصری خود، مانند کسی که آتش‌گردان را می‌گرداند و دایره‌ای از آتش می‌بیند، یا پدیده «فای فنومنن» که نور متحرک را تصور می‌کند، پدیده‌های پی‌درپی را یکپارچه و ثابت می‌بینیم و از پویایی و نو شدن مداوم آن‌ها غافل می‌مانیم. این رکود در درک، گاهی به افسردگی و غم منجر می‌شود، زیرا ما جریان بی‌وقفه و طوفان‌های روح خویش را نمی‌بینیم.

مولانا راه گریز از این «کهنه‌خواری» و رکود را در «نظر کردن به دل خود» می‌داند. اگر به تحولات باطنی خود بنگریم و خاشاک غفلت را از روی جویبار روح برداریم، خواهیم دید که این روح در تموجی مستمر است و طوفان‌های نوح در آن برپاست. آنگاه «نادرآوری» خداوند را در درون خویش تجربه خواهیم کرد.

این «نادرآوری» حتی در پدیده‌هایی که از نظر ما منفی تلقی می‌شوند، همچون بت‌پرستی، نیز جاری است. مولانا می‌گوید که «اسب سنگین، گاو سنگین ز ابتلا / می‌شود مسجود از مکر خدا». یعنی حتی جاذبه‌ای که کافران به بت‌ها پیدا می‌کنند و آن‌ها را می‌پرستند، نه از ذات آن سنگ بی‌جان، بلکه از «مکر خدا» است. «مکر» در اینجا به معنای فریبکاری سلبی نیست، بلکه به معنای یک تدبیر پنهان و یک «چشم‌بندی» الهی است که دل‌ها را از «دیگر جهان» به سوی خود می‌کشد، حتی اگر این کشش در ظاهری بت‌گونه نمودار شود. این نیز خود جلوه‌ای از «نادرآوری» و حکمت بی‌کران حق است که سرّش را ما نمی‌دانیم.

نکات کلیدی

  • جاذبه‌های عمیق (جذبه) نه از ویژگی‌های ظاهری یک شیء، که از سرّی الهی و پنهان برمی‌خیزند.
  • کار خداوند در هر لحظه، آفرینشی بی‌سابقه و نو به نو (نادرآوری) است؛ هیچ تجلی‌ای تکرار تجلی دیگر نیست.
  • قصور حس و عقل انسانی اغلب مانع درک این نوآفرینی مداوم می‌شود و جهان را به خطا «کهنه» می‌بیند.
  • برای مشاهده «نادرآوری» الهی، باید به درون خود و تحولات بی‌وقفه روح نظر کرد.
  • حتی کشش‌ها و شیفتگی‌های ظاهراً نامعقول (مانند بت‌پرستی) نیز می‌توانند از نوعی تدبیر پنهان و «مکر الهی» نشأت گیرند که دل‌ها را از «دیگر جهان» به سوی خود می‌کشد.

Sources: d6-s75 · 00:54:28 d6-s75 · 00:56:01 d6-s75 · 00:57:09 d6-s75 · 01:00:00 d6-s75 · 01:01:35 d6-s75 · 01:03:22

به زبانِ تو — Ditt språk · AI

Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad

Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.

Vad läsare har frågat

Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.