อ่าน Daftar 6 ทั้งเล่มของ Al-Mowattad Al-Karim โคลงคู่ 119

M6:119 — عقل سر تیزست لیکن پای سست / زانک دل ویران شدست و تن درست

عقل سر تیزست لیکن پای سستزانک دل ویران شدست و تن درست
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:119

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خرد را سری تیز است، اما گام‌هایش سست است؛ زیرا دل ویران شده و تن (به ظاهر) سالم مانده است. معنا: این بیت، محدودیت‌های عقل محاسبه‌گر را در پیمودن راه معرفت بیان می‌کند، چرا که با وجود تندرستی ظاهری بدن، قلب از غفلت و ویرانی رنج می‌برد و مانع حرکت عقل به سوی حقایق والاتر می‌شود.

شرح

این بیتِ ژرف، به وضوح به نقد مولانا از عقل می‌پردازد؛ نقدی که نباید آن را به دعوت به جهل تعبیر کرد. من همواره تاکید کرده‌ام که این ملامت از عقل، در قبال حضور عشق معنا می‌یابد. اگر ساحت عشق را کنار بگذاریم، بی‌هیچ تردیدی، عقل در اوج کائنات می‌نشیند و مدبر اصلی جهان و معاش انسان‌هاست. مولانا خود عقل‌کل بود و هرگز به حماقت و بلاهت دعوت نمی‌کرد. مسئله آنجاست که عقل، به طبع خود، متکبر و خودخواه است؛ سودجو و جاه‌طلب است و نمی‌خواهد خود را قربانی کند. این "عقل تاجرصفت" و "محاسبه‌گر" که تنها به فکر سود و زیان مادی است، هرچند برای اداره امور دنیا و تنظیم معاش ضروری است – و ای کاش همین مقدار عقلانیت هم همواره در کار باشد تا از بلای سوء تدبیر در امان بمانیم – اما وقتی نوبت به فضیلت اعظم عشق می‌رسد، این عقل تنگ‌نظر، مانع پرواز روح می‌شود.

تحذیر و انذار مولانا دقیقا در همین نقطه است: مبادا عشق را قربانی عقل کنید، بلکه عقل را قربان عشق کنید. این قربانی‌کردن البته به معنای نفی عقل نیست، بلکه به معنای فراتر رفتن از حدود آن و تسلیم شدن در برابر قلمرو بی‌کران عشق است. عشق‌های شایسته‌ی این قربانی‌شدن البته بسیار نادرند و از همین رو، غالب جهان بر مدار عقل می‌گردد. اما باید دانست که اگر نمک عشق نباشد، جهانِ پر از عقل، بی‌اندازه خشک، بی‌مزه و حتی خشن و بی‌رحم خواهد شد که زیستن در آن دشوار و بی‌حاصل است.

ضعف پای عقل در این بیت، یعنی ناتوانی‌اش از پیمودن راهی که سر تیزش (هوش و زیرکی‌اش) نشان می‌دهد، از آن روست که «دل ویران شدست و تن درست». این یک تشخیص عمیق مولاناست: تن به ظاهر سالم و بانشاط است، اما دل که باید سرچشمه‌ی بصیرت و عشق باشد، به ویرانی و غفلت دچار شده. این ویرانی دل است که مانع حرکت پای عقل می‌شود و آن را در حصار محاسبات مادی و خویشتن‌بینی محبوس می‌سازد. به قول خودش در ابیات دیگر: «عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست / عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها.» عقل تا نقطه‌ای ما را می‌برد، اما برای فرا رفتن از آن، گام‌های عشق لازم است که از ویرانی دل رها شده باشد.

نکات کلیدی

  • مولانا، عقل را در تقابل با عشق نقد می‌کند، نه در تقابل با جهل.
  • عقل محاسبه‌گر و تاجرصفت، مانع از حرکت روح به سوی فضیلت اعظم عشق می‌شود.
  • قربانی‌کردن عقل برای عشق، به معنای نفی عقل نیست، بلکه فراتر رفتن از حدود آن است.
  • جهان، بی‌نمک عشق، خشک و خشن خواهد شد، هرچند پر از عقل باشد.
  • «ویرانی دل» عامل اصلی سستی گام‌های عقل در راه معرفت است، نه ضعف خود عقل.
  • مولانا به «عقلانیت» برای تدبیر معاش و جلوگیری از «حماقت و بلاهت» ارج می‌نهد.

Sources: d6-s04 · 00:04:56 d6-s04 · 00:07:13 d6-s84 · 05:02:22

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก