อ่าน Daftar 6 เรื่องราวของโจรกลางคืนที่สุลต่านมาห์มูดตกไปอยู่ท่ามกลางพวกเขาในเวลากลางคืน โดยกล่าวว่า “ฉันคือหนึ่งในพวกท่าน” และได้ทราบถึงสภาพการณ์ของพวกเขา และอื่น ๆ โคลงคู่ 2817

M6:2817 — آن یکی گفت ای گروه مکر کیش / تا بگوید هر یکی فرهنگ خویش

آن یکی گفت ای گروه مکر کیشتا بگوید هر یکی فرهنگ خویش
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:2817

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن یکی (از دزدان) گفت: ای گروهی که در مکر و حیله استادید، هر یک از شما هنر و شیوهٔ خاص خود را بیان کند. معنا: در این بیت، یکی از دزدان به همگروهان خود پیشنهاد می‌کند که هر یک از آنها مهارت، فن یا حیلهٔ ویژهٔ خود را که در آن زبردست است، آشکار سازد.

شرح

این بیت نقطه‌ی آغازین حکایت شیرین «شاه و دزدان شب» است؛ داستانی که مولانا آن را برای بازنمایی ژرف‌ترین حقایق عالم هستی به کار می‌گیرد. در این روایت، سلطان محمود به تنهایی و ناشناسانه در میان گروهی از دزدان شب می‌افتد. یکی از این دزدان خطاب به دیگران می‌گوید: «ای گروه مکر کیش، تا بگوید هر یکی فرهنگ خویش.» اینجا «فرهنگ» به معنای متعارف امروزی «فرهنگ» (culture) نیست، بلکه چنان که مولانا خود در جاهای دیگر مثنوی اشاره می‌کند و در کلام قدما متداول بوده، به معنای «هنر»، «فن»، «حیله» و «نیرنگ» است. یعنی هر یک از شما چه مهارتی دارید، چه فنی بلدید، چه حیله‌ای در آستین دارید.

مولانا این حکایت ساده را به بستری برای گشودن دریچه‌های معرفت بر می‌گرداند. پیش از آنکه دزدان فرهنگ خویش را بازگو کنند، باید به بستری که این ماجرا در آن رخ می‌دهد، یعنی «شب»، التفاتی عمیق‌تر داشت. این شبِ تاریک که پادشاه (حق) در آن ناشناخته است و دزدان (آدمیان غافل) مشغول دزدی‌اند، تمثیلی از همین حیات دنیوی ماست. ما در این «سجن طبیعت» و در پرده‌ی غفلت مشغولیم و گمان می‌بریم که شاه غایب است. اما شاه (حضور حق) همواره در میان ما حاضر است، ناظر بر اعمال ما، بدون اینکه نظام شب را بر هم زند و روز را پیش از موعد مقرر پدید آورد.

مولانا به زیبایی این حقیقت را گوشزد می‌کند که خداوند در تمامی وقایع عالم، حتی در رنج‌ها و ستم‌های بی‌کران تاریخی، حاضر و ناظر بوده و هست. همان‌طور که سلطان در میان دزدان حضور دارد و اعمالشان را می‌بیند، اما دخالت آشکار نمی‌کند تا نظام شب بر هم نخورد. این جهان، جهان شب است و اقتضای شب، پنهانی و آزمون است. روزِ داوری، که پرده‌ها کنار می‌رود و حقیقتِ حضور شاه بر همه آشکار می‌شود، پس از این شب فرا می‌رسد. آنگاه است که دزدان پی می‌برند آن که در شب با آنها بود و آنها او را نمی‌شناختند، خود شاه بوده است. این همان سرشت وجودی ماست که حضور حق را در پرده‌ی غفلت نمی‌بینیم، تا روزی که پرده برداشته شود و فهم کنیم که ماجرا به گونه‌ای دیگر بوده است.

در ادامهٔ داستان، هر یک از دزدان، هنر و مهارت ویژهٔ خود را بر می‌شمرد: یکی صدای سگان را می‌فهمد، دیگری می‌تواند چهره‌ای را که شب در تاریکی دیده، روز بشناسد، سومی با زور بازو نقب می‌زند، چهارمی با بو کشیدنِ خاک از معادن پنهان آگاه می‌شود. اینها همه مهارت‌های ظاهری‌اند، اما مولانا اینها را نیز به سوی حقایق باطنی ارجاع می‌دهد؛ مثلاً در هنر بویایی دزد، به داستان یوسف و یعقوب یا پیامبر (ص) که بوی خدا را از یمن می‌شنید، اشاره می‌کند. این رویکرد مولانا نشان می‌دهد که چگونه هر واقعهٔ ظاهری و هر مهارت بشری می‌تواند درسی عمیق از معرفت الهی باشد، اگر چشم بینا و گوش شنوا داشته باشیم. این داستان نه تنها به جنبه‌های نمادین زندگی دنیوی، بلکه به عظمت حضور پنهان الهی و کیفیت ظهور او در اولیایش می‌پردازد. اولیایی که خود، چشم، گوش، و زبان خداوند بر روی زمین هستند و تقرب به آنان، تقرب به حق است.

نکات کلیدی

  • «فرهنگ» در این بیت به معنای «هنر»، «فن»، «حیله» یا «نیرنگ» است، نه معنای امروزی آن.
  • حکایت شاه و دزدان تمثیلی از حضور پنهان خداوند در زندگی دنیوی ماست که همچون شبی ظلمانی می‌گذرد.
  • خداوند همواره در متن رنج‌ها و وقایع عالم حاضر است، اما برای حفظ «نظام شب» آشکارا مداخله نمی‌کند.
  • روز داوری، که پس از این «شب» فرا می‌رسد، زمان آشکار شدن حضور پنهان شاه و فهم حقیقت اعمال ماست.
  • مهارت‌های ظاهری دزدان، نقطه‌ی آغازی برای تأمل در حقایق باطنی و معرفت الهی‌اند.

Sources: d6-s65 · 03:11:50 d6-s65 · 04:24:48 d6-s65 · 04:41:18

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก