อ่าน Daftar 6 กลับสู่เรื่องราวของหนูที่ตามหากบที่ริมลำธาร และการดึงปลายเชือกเพื่อให้กบทราบถึงการตามหาของมันในน้ำ โคลงคู่ 2970

M6:2970 — نیست جنسیت به صورت لی و لک / عیسی آمد در بشر جنس ملک

نیست جنسیت به صورت لی و لکعیسی آمد در بشر جنس ملک
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:2970

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای فلک، جنسیت به ظاهر نیست؛ چه بسیار که عیسی در میان آدمیان، از جنس فرشتگان آمد. معنا: مولانا می‌گوید که جوهر و سرشت حقیقی موجودات را نمی‌توان از صورت ظاهری آن‌ها شناخت. نمونه آن عیسی (ع) است که در هیبت بشر ظاهر شد اما از جنس فرشتگان و اهل آسمان بود.

شرح

این بیت ژرف‌بینانه مولانا، دعوتی است به فراتر رفتن از ظاهر و درنگ در باطن امور. من بارها گفته‌ام که این جهان، جزئیاتش، غالباً ما را به دام خود می‌اندازد و از کل و از اصل غافل می‌کند. مولانا با قاطعیت می‌فرماید که «جنسیت به صورت نیست»، یعنی سرشت و گونه‌ی حقیقیِ هر موجودی، از هیبت بیرونی‌اش قابل تشخیص نیست. این همان نکته‌ای است که در سراسر مثنوی به اشکال گوناگون تکرار می‌شود: صورت‌ها فریبنده‌اند و حقیقت در ماورای آن‌ها پنهان است. همانطور که در مواضع دیگر فرمود: «کف دریاست صورت‌های عالم، ز کف بگذر اگر اهل صفایی».

سپس، برای روشن کردن این مدعا، به نمونه‌ای بی‌بدیل متوسل می‌شود: «عیسی آمد در بشر جنس ملک». عیسی مسیح، گرچه در قامت یک انسان بر زمین زیست، اما از جنس فرشتگان بود. تولد او، زندگی او، و بالا رفتن او به آسمان، همگی گواه بر این معناست که او از سنخ این عالم خاک نبود. پرواز و عروج او، نمادی از این حقیقت بود که جنسیت او زمینی نبود؛ همانند پرنده‌ای که از قفسی رها شده و به آسمان خود بازمی‌گردد. مولانا در جای دیگری فرموده بود: «برکشیدش فوق این نیلی حصار / مرغ گردونی چو چغزش زاغ‌وار». این کشیده شدن به بالا، خود نشانه آن بود که او نه از "جنس زمین" که از "جنس آسمان" بود.

مفسرین ما درباره‌ی «رفع الله الیه» که در قرآن آمده، اقوال گوناگونی دارند؛ آیا عروج جسمانی بود یا صرفاً قبض روح؟ اما برداشت مولانا از این واقعه، بیش از آنکه به تفاسیر کلامی بپردازد، به جوهر معنایی آن توجه دارد. او عروج عیسی را شاهدی بر تفاوت جوهری او با دیگر آدمیان می‌داند. این همانند قضیه‌ی نایی است که نفسِ خدا در آن می‌دمد، اما نی، خود، از پیش دارای سرشت و آمادگی خاصی است که آن نفس را به شکل خاصی درمی‌آورد. عیسی نیز ظرفی خاص بود، نه صرفاً یک بشر عادی.

درس بزرگ این بیت برای ما این است که در شناخت انسان‌ها و حتی موجودات دیگر، نباید به ظاهر اکتفا کرد. بسیاری از اسرار و حقایق، در پسِ پرده‌ی صورت پنهان‌اند و تنها با نگاهی ژرف‌بین و صبور می‌توان به آن‌ها دست یافت. من همیشه تأکید کرده‌ام که برای درک چنین لطایفی، باید صبر داشت، باید خویشتن را آزمود، باید سرد و گرم روزگار را چشید تا وجود آدمی به سطحی از شکوفایی برسد که توانایی دیدن «جنس» حقیقیِ اشیا را در پس «صورت» ظاهری پیدا کند. این نگاهی است که از یک سو پلورالیسم وجودی را درک می‌کند و از سوی دیگر به تفاوت‌های جوهری و سرشتی انسان‌ها و پدیده‌ها اذعان دارد، ورای آنچه به چشم می‌آید.

نکات کلیدی

  • جوهر حقیقی اشیاء و انسان‌ها را نمی‌توان صرفاً از ظاهر آن‌ها شناخت؛ صورت، حجاب حقیقت است.
  • عیسی (ع) نمونه‌ای متعالی از موجودی است که صورت انسانی داشت اما از جوهر فرشتگان بود.
  • عروج و پرواز عیسی، نمادی از «جنس» آسمانی او و تفاوتش با اهل زمین بود.
  • درک این حقایق عمیق نیازمند رشد درونی، تجربه و صبر است؛ عجله در طلب معرفت جایز نیست.

Sources: d6-s67 · 07:42:00 d6-s67 · 09:01:00 d6-s67 · 10:40:00

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก