อ่าน Daftar 6 กลับสู่เรื่องราวที่เจ้าชายถูกทำร้ายเพราะความโอ้อวดนั้นจากการนึกคิดของกษัตริย์ ก่อนที่เขาจะบรรลุคุณธรรมอื่น ๆ เขาได้จากโลกนี้ไป โคลงคู่ 4872

M6:4872 — و آن سوم کاهل‌ترین هر سه بود / صورت و معنی به کلی او ربود

و آن سوم کاهل‌ترین هر سه بودصورت و معنی به کلی او ربود
✦ แสดงผลโคลงคู่นี้เป็นไทย

M6:4872

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: و آن سومی از هر سه تنبل‌تر بود؛ او صورت و معنی را به تمامی ربود. معنا: مولانا در این بیت، که در داستان سه شاهزاده می‌آید، مفهوم «کاهلی» را واژگون می‌کند و نشان می‌دهد که تمرکز بر یک کار اصلی و بی‌اعتنایی به حواشی، نه تنها تنبلی نیست، بلکه راهی برای دستیابی کامل به صورت و معنی است.

شرح

این بیت در ادامهٔ داستان سه شاهزاده می‌آید و نقطهٔ اوج تفسیر مولانا از مفهوم «کاهلی» است. من گمان نمی‌کنم بتوان «کاهلی» را در مثنوی به معنای متعارف آن، یعنی تنبلی و بی‌‌عملی، فهمید. این برداشت صددرصد خطاست. مولانا در اینجا به وضوح می‌فرماید که شاهزادهٔ سوم، که کاهل‌ترینِ هر سه بود، به دلیل همین خصیصه «صورت و معنی به کلی او ربود». این یک پارادوکس آشکار است که کلید فهم آن در تمایز میان کثرتِ عمل و وحدتِ مقصد نهفته است.

من سال‌هاست بر این نکته تأکید کرده‌ام که «کاهلی» در زبان مولانا به معنای یک کار کردن است؛ نه هزار کار. به یاد بیاورید آن داستان دختری که در حضور عیسی نشسته بود و تنها موهای بلندش را شانه می‌زد، در حالی که دیگری صد کار می‌کرد و به نظر کاهل می‌آمد. مولانا در جایی دیگر می‌گوید: «کار آن دارد که حق را شد مرید / بهر کار او ز هر کاری برید». این «بریدن از هر کاری» همان کاهلی‌ای است که اینجا به ربودن صورت و معنی می‌انجامد.

من کاهلی را مترادف با پراکندگی ذهن و هوش نمی‌دانم، بلکه نقطهٔ مقابل آن می‌دانم. معنای کاهل این نیست که آدم زیر بار مسئولیت خالی کند یا سربار دیگران شود، مثل جنازه‌ای که بر دوش دیگران حمل می‌شود. نه، بلکه برعکس، باید «زنده‌باش و بر زمین رو چون سمند / چون جنازه نه که بر دوشت نهند». این کاهلی در حقیقت نوعی تمرکز حداکثری است بر آن «متاع اصلی» که باید خریداری شود. اگر صد متاع فرعی بخری و از آن متاع اصلی غافل بمانی، به حقیقت هیچ کاری نکرده‌ای.

این مفهوم عمیق در آثار عارفان معاصر نیز بازتاب یافته است. من به کرات به آثار اکهارت توله، به ویژه کتاب «قدرت حال» او، ارجاع داده‌ام که بر همین نکته تأکید می‌کند: فتیلهٔ ذهن را پایین بکشید و فقط در «حال» باشید. یا همان‌گونه که از راهبان بودایی نقل می‌شود: همواره یک کار را انجام بدهید. وقتی غذا می‌خورید، فقط غذا بخورید. وقتی نماز می‌خوانید، فقط نماز بخوانید. این تمرین ذهنی، که آدمی را از پراکندگی و چندکارگی نجات می‌دهد، به تدریج خودهای کاذب و مشغله‌های بی‌حاصل را از او دور می‌کند. هوش ما نباید «بر جهات» توزیع شود، چرا که «می‌نیرزد تره‌ای آن ترهات». این همان کاهلی ستودنی است که شاهزادهٔ سوم را به گنج صورت و معنی رهنمون می‌شود.

نکات کلیدی

  • «کاهلی» در مثنوی به معنای تنبلی نیست، بلکه تمرکز مطلق بر یک امر اساسی است.
  • شاهزاده کاهل، به دلیل همین تمرکز، کل «صورت و معنی» را به دست می‌آورد.
  • مولانا کاهلی را نفی پراکندگی هوش و مشغله‌های کاذب می‌داند.
  • اصل «یک کار کردن» را می‌توان در آموزه‌های بودایی و فلسفه اکهارت توله نیز یافت.
  • تمرکز بر حال و پرهیز از چندکارگی، راهی برای رهیدن از خودهای کاذب است.

Sources: d6-s90 · 01:17:02 d6-s90 · 01:20:30 d6-s88 · 01:07:02

به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI

บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน

บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน

สิ่งที่ผู้อ่านถาม

ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก