ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 1088 เบท 6 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۱۰۸۸

  1. پرده بردار صبا از بر آن شهره قبا تا ز سیمین بر او گردد کارم همه زر

G1088:6

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر·طبله کالبد آورده‌ام آخر بنگر
  2. 2 بر سر کوی تو پرطبله من بین و بخر·شانه‌ها و شبه‌ها و سره روغن‌ها تر
  3. 3 شبه من غم تو روغن من مرهم تو·شانه‌ام محرم آن زلف پر از فتنه و شر
  4. 4 از فراقت تلفم گشته خیالت علفم·که دلم را شکمی شد ز تو پرجوع بقر
  5. 5 من ندانم چه کسم کز شکرت پرهوسم·ای مگس‌ها شده از ذوق شکرهات شکر
  6. 6 پرده بردار صبا از بر آن شهره قبا·تا ز سیمین بر او گردد کارم همه زر
  7. 7 چند گویی تو بجو یار وزو دست بشو·در دو عالم نبود یار مرا یار دگر
  8. 8 چون خرد ماند و دل با من ای خواجه بهل·ماه و خورشید که دیدست در اعضای بشر
  9. 9 چون که در جان منی شسته به چشمان منی·شمس تبریز خداوند تو چونی به سفر

ganjoor: sh1088 · public domain