ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2332 เบท 9 ← ก่อนหน้า

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۳۳۲

  1. چون صبر بود از شه شمس الحق تبریز ای آب حیات ابد از شاه چشیده

G2332:9

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده·بگذاشته ما را تو و در خود نگریده
  2. 2 تو شرم نداری که تو را آینه ماییم·تو آینه ناقص کژشکل خریده
  3. 3 ای بی‌خبر از خویش که از عکس دل تو·بر عارض جان‌ها گل و گلزار دمیده
  4. 4 صد روح غلام تو و هر دم چو کنیزک·آراسته خود را و به بازار دویده
  5. 5 بر چرخ ز شادی جمال تو عروسی است·ای همچو کمان جان تو در غصه خمیده
  6. 6 صد خرمن نعمت جهت پیشکش تو·وز بهر یکی دانه در این دام پریده
  7. 7 ای آنک شنیدی سخن عشق ببین عشق·کو حالت بشنیده و کو حالت دیده
  8. 8 در عشق همان کس که تو را دوش بیاراست·امشب تو به خلوتگه عشق آی جریده
  9. 9 چون صبر بود از شه شمس الحق تبریز·ای آب حیات ابد از شاه چشیده

ganjoor: sh2332 · public domain