ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 2538 เบท 3 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۵۳۸

  1. نهی بر فرق جان تاجی بری دل را به معراجی ز دو کونش برافزایی که سبحان الذی اسری

G2538:3

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری·جمال خویش بنمایی که سبحان الذی اسری
  2. 2 شراب عشق می‌جوشی از آن سوتر ز بی‌هوشی·هزاران عقل بربایی که سبحان الذی اسری
  3. 3 نهی بر فرق جان تاجی بری دل را به معراجی·ز دو کونش برافزایی که سبحان الذی اسری
  4. 4 بپرد دل بیابان‌ها شود پیش از همه جان‌ها·به ناگاهش تو پیش آیی که سبحان الذی اسری
  5. 5 هر آن کس را که برداری به اجلالش فرود آری·در آن بستان بی‌جایی که سبحان الذی اسری
  6. 6 دلم هر لحظه می‌پرد لباس صبر می‌درد·از آن شادی که با مایی که سبحان الذی اسری
  7. 7 ز هر شش سوی بگریزم در آن حضرت درآویزم·که بس دلبند و زیبایی که سبحان الذی اسری
  8. 8 حیاتی داد جان‌ها را به رقص آورده دل‌ها را·عدم را کرده سودایی که سبحان الذی اسری
  9. 9 گریزان شو به علیین دلا یعنی صلاح الدین·چو تو بی‌دست و بی‌پایی که سبحان الذی اسری

ganjoor: sh2538 · public domain