ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 2693› เบท 8 ← ก่อนหน้า
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۲۶۹۳
- ز بحر بیکنار است این نواها کی میغرد به موج از بیکناری
G2693:8
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 به تن با ما، به دل در مرغزاری·چو دربند شکاری تو شکاری
- 2 به تن این جا میانبسته چو نایی·به باطن همچو باد بیقراری
- 3 تنت چون جامه غوّاص بر خاک·تو چون ماهی روش در آب داری
- 4 در این دریا بسی رگهاست صافی·بسی رگهاست کان تیره است و تاری
- 5 صفای دل از آن رگهای صافی است·بدان رگ پی بری چون پر برآری
- 6 در آن رگها تو همچون خون نهانی·ور انگشتی نهم تو شرم داری
- 7 از آن رگهاست بانگ چنگ خوش رگ·ز عکس و لطف آن زاری است زاری
- 8 ز بحر بیکنار است این نواها·کی میغرد به موج از بیکناری
ganjoor: sh2693 · public domain