ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 472 เบท 8 ← ก่อนหน้า

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۴۷۲

  1. سجده کنم پیش یار گوید دل هوش دار دادن جان در سجود جان همه سجده‌هاست

G472:8

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست·آنک به رقص آورد کاهل ما را کجاست
  2. 2 آنک به رقص آورد پرده دل بردرد·این همه بویش کند دیدن او خود جداست
  3. 3 جنبش خلقان ز عشق جنبش عشق از ازل·رقص هوا از فلک رقص درخت از هواست
  4. 4 دل چو شد از عشق گرم رفت ز دل ترس و شرم·شد نفسش آتشین عشق یکی اژدهاست
  5. 5 ساقی جان در قدح دوش اگر درد ریخت·دردی ساقی ما جمله صفا در صفاست
  6. 6 باده عشق ای غلام نیست حلال و حرام·پر کن و پیش آر جام بنگر نوبت که راست
  7. 7 ای دل پاک تمام بر تو هزاران سلام·جمله خوبان غلام جمله خوبی تو راست
  8. 8 سجده کنم پیش یار گوید دل هوش دار·دادن جان در سجود جان همه سجده‌هاست

ganjoor: sh472 · public domain