ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 717› เบท 8 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۷۱۷
- آن گاه قضا ز تو بگردد کان وسوسه در دلت نیاید
G717:8
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 آن کس که به بندگیت آید·با او تو چنین کنی نشاید
- 2 ای روی تو خوب و خوی تو خوش·چون تو گهری فلک نزاید
- 3 روی تو و خوی تو لطیفست·سر دل تو لطیف باید
- 4 آن شخص که مردنیست فردا·امروز چرا جفا نماید
- 5 چیزی که به خود نمیپسندد·آن بر دگری چه آزماید
- 6 از خشم مخای هیچ کس را·تا خشم خدا تو را نخاید
- 7 برخیز ز قصد خون خلقان·تا بر سر تو فرونیاید
- 8 آن گاه قضا ز تو بگردد·کان وسوسه در دلت نیاید
- 9 ای گفته که مردم این چه مردیست·کابلیس تو را چنین بگاید
ganjoor: sh717 · public domain