ดีวานี ชัมส์ ฆะซัล 881 เบท 1 ถัดไป →

ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۸۸۱

  1. آه که بار دگر آتش در من فتاد وین دل دیوانه باز روی به صحرا نهاد

G881:1

ภาษาของคุณ

ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:

คำอธิบายสำหรับเบทนี้

ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:

ฆะซัลฉบับเต็ม ↗

  1. 1 آه که بار دگر آتش در من فتاد·وین دل دیوانه باز روی به صحرا نهاد
  2. 2 آه که دریای عشق بار دگر موج زد·وز دل من هر طرف چشمه خون برگشاد
  3. 3 آه که جست آتشی خانه دل درگرفت·دود گرفت آسمان آتش من یافت باد
  4. 4 آتش دل سهل نیست هیچ ملامت مکن·یا رب فریاد رس ز آتش دل داد داد
  5. 5 لشکر اندیشه‌ها می‌رسد از بیشه‌ها·سوی دلم طلب طلب وز غم من شاد شاد
  6. 6 ای دل روشن ضمیر بر همه دل‌ها امیر·صبر گزیدی و یافت جان تو جمله مراد
  7. 7 چشم همه خشک و تر مانده در همدگر·چشم تو سوی خداست چشم همه بر تو باد
  8. 8 دست تو دست خدا چشم تو مست خدا·بر همه پاینده باد سایه رب العباد
  9. 9 ناله خلق از شماست، آنِ شما از کجاست ؟·این همه از عشق زاد عشق عجب از چه زاد ؟
  10. 10 شمسِ حقِ دین توی مالک مُلک وجود·ای که ندیده چو تو عشق دگر کیقباد

ganjoor: sh881 · public domain