ดีวานี ชัมส์› ฆะซัล 881› เบท 7 ← ก่อนหน้า · ถัดไป →
ดีวานี ชัมส์ · غزل شمارهٔ ۸۸۱
- چشم همه خشک و تر مانده در همدگر چشم تو سوی خداست چشم همه بر تو باد
G881:7
ภาษาของคุณ
ยังไม่มีความหมายในภาษาของคุณ — จะสร้างให้ทั้งฆะซัลในครั้งเดียว:
ai-draft · gemini-2.5-pro
คำอธิบายสำหรับเบทนี้
ยังไม่มีคำอธิบาย — เป็นการอ่านตีความเบทนี้ในบริบทของฆะซัล:
ฆะซัลฉบับเต็ม ↗
- 1 آه که بار دگر آتش در من فتاد·وین دل دیوانه باز روی به صحرا نهاد
- 2 آه که دریای عشق بار دگر موج زد·وز دل من هر طرف چشمه خون برگشاد
- 3 آه که جست آتشی خانه دل درگرفت·دود گرفت آسمان آتش من یافت باد
- 4 آتش دل سهل نیست هیچ ملامت مکن·یا رب فریاد رس ز آتش دل داد داد
- 5 لشکر اندیشهها میرسد از بیشهها·سوی دلم طلب طلب وز غم من شاد شاد
- 6 ای دل روشن ضمیر بر همه دلها امیر·صبر گزیدی و یافت جان تو جمله مراد
- 7 چشم همه خشک و تر مانده در همدگر·چشم تو سوی خداست چشم همه بر تو باد
- 8 دست تو دست خدا چشم تو مست خدا·بر همه پاینده باد سایه رب العباد
- 9 ناله خلق از شماست، آنِ شما از کجاست ؟·این همه از عشق زاد عشق عجب از چه زاد ؟
- 10 شمسِ حقِ دین توی مالک مُلک وجود·ای که ندیده چو تو عشق دگر کیقباد
ganjoor: sh881 · public domain