Magbasa› Daftar 1› Ang pagtanggap ng kalipa sa regalo at ang kanyang pagbibigay nang may ganap na kawalang-pangangailangan mula sa regalong iyon at sa bangang iyon.› Taludtod 2865
M1:2865 — چون به کشتی در نشست و دجله دید / سجده میکرد از حیا و میخمید
M1:2865
Kahulugan · به زبانِ تو — Iyong wika · AI
مرد عرب وقتی عظمت رود دجله را دید، از اینکه چنین هدیهی ناچیزی (یک سبو آب) برای خلیفهای که صاحب این همه آب است آورده بود، غرق در شرم و حیا شد.
این بیت، اوج داستان مرد عرب و هدیهاش به خلیفه را به تصویر میکشد. مرد عرب، با صداقت تمام، کوزهی آبی را که از چاه قبیلهاش پر کرده بود، به عنوان باارزشترین دارایی خود به خلیفه در بغداد هدیه میدهد. خلیفه، با بزرگواری و بدون اینکه مرد را تحقیر کند، هدیه را میپذیرد، کوزه را پر از طلا میکند و او را برای بازگشت، سوار بر کشتی روی رود دجله میکند.
لحظهای که مرد عرب برای اولین بار عظمت رود دجله را میبیند، لحظهی کشف و شهود اوست. او ناگهان به بیارزش بودن هدیهی خود در مقابل ثروت بیکران خلیفه پی میبرد. این آگاهی، او را دچار شرمی عمیق (حیا) میکند. سجده کردن و خم شدن او، نه از روی پرستش رود، بلکه واکنشی جسمانی به سنگینی این شرم و در عین حال، حیرت از بزرگواری و لطف خلیفه است که چنین هدیهی ناچیزی را با گشادهرویی پذیرفته بود.
در نگاه عرفانی مولانا، این داستان تمثیلی از رابطهی انسان و خداست. عبادات و اعمال ما، مانند همان کوزهی آب مرد عرب، در برابر عظمت و لطف بینهایت خداوند، هدیهای ناچیز و بیمقدار است. اما خداوند، همچون آن خلیفهی بخشنده، این «نقد دغل» و ناخالص را از روی کرم خود میپذیرد و در مقابل، پاداشی بیاندازه عطا میکند. شرمندگی مرد عرب، همان «حیای» عارفانه است که از درک این عدم تناسب میان عمل بنده و لطف پروردگار حاصل میشود.
- حیا
- شرم، خجالت همراه با احترام و فروتنی
- میخمید
- خم میشد، قامت خود را از شرمندگی خم میکرد
- دجله
- نام رود بزرگی که از کنار شهر بغداد میگذرد
Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin
Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.
Mga itinanong ng mambabasa0
Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.