Magbasa Daftar 6 Ang Pagsasabi ng Khwaja sa Panaginip sa Tagapamagitan ng mga Utang ng Kanyang Kaibigan na Dumating, at ang Pagturo sa Lugar ng Paglilibing ng Salapi, at ang Pagbibigay ng Mensahe sa mga Tagapagmana na Huwag Na Huwag Nilang Titingnan Iyon nang Marami, at Huwag Nilang Kukunin Ang Anuman Dito, at Kahit Hindi Niya Tanggapin Iyon o Bahagi Nito, Iwan Nila Iyon Doon upang Kung Sino Man ang Gusto ay Kukunin Iyon, sapagkat Ako ay Nagsumpa sa Diyos na Wala Sa Salapi na Iyon ang Babalik sa Akin o sa Aking mga Kamag-anak, atbp. Taludtod 3570

M6:3570 — تا بگفته مصطفی شاه نجاح / السماح یا اولی النعمی رباح

تا بگفته مصطفی شاه نجاحالسماح یا اولی النعمی رباح
✦ I-render ang beyt na ito sa Filipino

M6:3570

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — mula sa kanyang mga naka-record na panayam sa Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا آنجا که مصطفی، پادشاه رستگاری، فرمود: «ای صاحبان نعمت، بخشش، سود است.» معنا: این بیت سخنی از پیامبر اکرم است که تأکید می‌کند بذل و بخشش نه تنها ضرر نیست، بلکه عین سود و فزونی است و دروازه‌ای به سوی رستگاری.

شرح

این بیت در میانهٔ قصه‌ای لطیف در دفتر ششم مثنوی، ناگهان پرده از یک حقیقت وجودی و دینی برمی‌دارد. مولانا این سخن را مستقیماً به پیامبر اکرم، «شاه نجاح» یا پادشاه رستگاری، نسبت می‌دهد: «السماح یا اولی النعمی رباح»؛ به معنای «ای صاحبان نعمت، بخشش، سود است.» ببینید، پیامبر صراحتاً می‌گوید که بخشش، ربح است، نه زیان. این نه فقط یک توصیهٔ اخلاقی، بلکه کشف یک قانون کیهانی و الهی است. در نظام هستی، آنچه می‌نماید که از دست می‌دهی، در حقیقت ذخیره می‌کنی و فزونی می‌بخشی. این دقیقاً همان حقیقتی است که در حدیث قدسی نیز بازتاب یافته: «ما نقص مال من الصدقات قط»؛ یعنی هرگز مالی از صدقه کاسته نمی‌شود. این وعده‌ای یقینی است، نه صرفاً یک دلداری. مولانا این نقطه را به منزلهٔ پلی برای ورود به بحث عمیق‌تر «ازداد» یا اضداد و تضادها قرار می‌دهد. جهان، عالم تضادهاست؛ «زین جنگ قائم می‌بود این جهان». اما این تضاد، ستیز نیست؛ تعامل و درهم‌تنیدگی است که از آن حیات و پویایی برمی‌خیزد. بخشش که به ظاهر نوعی نقصان است، در باطن عین فزونی و نمو است. کلمهٔ «زکات» خود از ریشهٔ «نمو» می‌آید؛ نموّی در مال و نموّی در روح. آدم با بخشش سبک‌بارتر، آزاده‌تر، و بزرگ‌تر می‌شود، و این عین رشد است. این حقیقت تنها به بخشش مالی محدود نمی‌شود، بلکه در عبادات نیز ساری و جاری است. «ان الصلاة تنها عن الفحشاء و المنکر»؛ نمازی که به حقیقت برپا شود، انسان را از پلیدی‌ها بازمی‌دارد و این خود بزرگ‌ترین سود معنوی است، گرچه نماز از ما وقت و انرژی می‌گیرد. مولانا، این قانون را در مثال‌های دیگری از اضداد عالم نیز بسط می‌دهد: «میوه شیرین نهان در شاخ و برگ»، «زندگی جاودان در زیر مرگ». مرگ به ظاهر خاتمه است، اما در باطن دروازهٔ حیات جاودان است؛ لباس کهنه‌ای از تن برمی‌گیرد و عمری حقیقی‌تر و پایدارتر عطا می‌کند. «زبل گشته قوت خاک از شیوه‌ای، زان غذا زاده زمین را میوه‌ای»؛ فضولات و کودی که به ظاهر ناچیز و بدبوست، در باطن منبع تغذیهٔ خاک می‌شود و میوه‌های شیرین از آن سر برمی‌آورند. این معجزهٔ دگرگونی است که طبیعت مدام به ما می‌نمایاند. اما این بحث به همین‌جا ختم نمی‌شود. مولانا این قاعده را تا بالاترین سطح معرفت عرفانی پیش می‌برد: «در عدم پنهان شده موجوده‌ای، در سرشت ساجدی مسجوده‌ای.» این نکتهٔ بس دقیق و عمیقی است. وجود ما از عدم برآمده است؛ گویی در اتاق انتظاری بوده‌ایم و ندای «بفرمایید» را شنیده‌ایم. آنچه پنهان است، نابود نیست، بلکه در انتظار تجلی است. و از آن عمیق‌تر، مسجودیت در ساجدیت نهفته است. آن هنگام که سالک به وحدت می‌رسد و پرده‌ها برچیده می‌شود، دیگر عابد و معبود، ساجد و مسجود دوگانه‌ای مجزا نیستند، بلکه در اتصال «بی‌تکیف و بی‌قیاس» یگانه می‌شوند. این همان نقطهٔ «کفرآمیز» ظاهری است که عارفانی چون شمس تبریزی و ابن فارض نیز به آن اشاره کرده‌اند؛ که در کعبه، حجاب برداشته می‌شود و گویی همگان به هم سجده می‌کنند، یا عابد و معبود با هم نماز می‌گزارند. این یعنی در قلب هر سجده‌ای، مسجودیت حق نهفته است و فاعل و منفعل در وحدت، یگانه می‌شوند. همینطور است که «آهن و سنگ از برونش مظلمی، اندرون نوری و شمع عالمی» و «در سواد چشم چندان روشنی»؛ از دل ظلمات و نیستی، نور و هستی برمی‌آید. این بیت نبوی، نقطهٔ آغازی است برای کشف اسرار این جهان پر از اضداد که از تضادهای ظاهری، وحدت‌های باطنی را برملا می‌کند.

نکات کلیدی

  • بذل و بخشش، طبق فرمودهٔ پیامبر، نه زیان که عین سود و فزونی است.
  • این بیت مثالی است از قانون بزرگ مولانا در باب «ازداد»؛ تضادهای ظاهری، باطن یکپارچه دارند.
  • هر از دست دادنی در این جهان، در باطن، آغاز فزونی و رشد است، از زکات مال تا ایثار جان.
  • مفاهیم معنوی و وجودی همچون زندگی در مرگ یا هستی در عدم، بر پایهٔ همین قاعدهٔ ازداد تفسیر می‌شوند.
  • در اوج عرفان، فاصلهٔ میان عابد و معبود برداشته می‌شود و در باطن هر سجده‌ای، مسجودیت حق نهفته است.

Sources: d6-s78 · 01:13:00 d6-s78 · 01:07:12 d6-s78 · 01:14:00 d6-s78 · 01:16:00 d6-s78 · 01:18:00 d6-s78 · 01:21:00

به زبانِ تو — Iyong wika · AI

Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin

Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.

Mga itinanong ng mambabasa

Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.