Magbasa Daftar 6 Sa Interpretasyon ng Balitang Ito, na sinabi ni Mustafa (sumakanya nawa ang kapayapaan at pagpapala) na 'Dalawang uri ng tao ang hindi kailanman nabubusog: ang naghahangad ng mundo at ang naghahangad ng kaalaman.' Ang kaalaman na ito ay dapat na iba sa kaalaman ng mundo upang magkaroon ng dalawang uri. Ngunit ang kaalaman ng mundo ay mundo rin, atbp. At kung mangyayari na 'ang naghahangad ng mundo at ang naghahangad ng mundo,' ito ay pag-uulit, hindi paghahati, kasama ang pagpapaliwanag nito. Taludtod 3882

M6:3882 — طالب الدنیا و توفیراتها / طالب العلم و تدبیراتها

طالب الدنیا و توفیراتهاطالب العلم و تدبیراتها
✦ I-render ang beyt na ito sa Filipino

M6:3882

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — mula sa kanyang mga naka-record na panayam sa Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: طالب دنیا و تمام اندوخته‌هایش، طالب علم و تمام تدبیرهایش (هر دو سیری‌ناپذیرند). معنا: این بیت، برگرفته از حدیثی نبوی، دو گرسنهٔ سیری‌ناپذیر را معرفی می‌کند: یکی آنکه در پی دنیا و فزونی‌های آن است و دیگری که در پی علم و سامان دادن امور است.

شرح

مولانا در اینجا به حدیث معروف نبوی تکیه می‌کند که فرمود: «من هومان لا یشبعان، طالب الدنیا و طالب العلم.» یعنی دو گرسنه‌اند که هرگز سیر نمی‌شوند: طالب دنیا و طالب علم. اما در این بیت و ابیات پس از آن، مولانا نکتهٔ دقیق و بلندی را از این حدیث استخراج می‌کند.

من این‌طور می‌فهمم که مولانا استدلال می‌کند که برای اینکه این دو دسته، یعنی «طالب الدنیا» و «طالب العلم»، واقعاً دو قسم و دو موجودیت مستقل باشند، باید «علم» در اینجا معنایی ورای «علم دنیوی» داشته باشد. اگر علم مورد نظر پیامبر، همان علم برای دنیا، یا به عبارتی، علم دنیوی می‌بود، آنگاه این دو دسته تفکیکی نداشتند و حدیث دچار تکرار می‌شد؛ می‌شد «طالب الدنیا و طالب الدنیا»، و این از کلام یک رسول حکیم بعید است. به بیان دیگر، «علم دنیا هم دنیا باشد»؛ علم برای دنیا، جزئی از خود دنیاست و نمی‌تواند قسمی جداگانه محسوب شود.

پس مولانا نتیجه می‌گیرد: «غیر دنیا باشد این علم ای پدر.» و بلافاصله توضیح می‌دهد: «غیر دنیا پس چه باشد؟ آخرت / کت کند زینجا و باشد رهبرت.» بنابراین، علمی که در این حدیث مدح شده و طالب آن به صفت سیری‌ناپذیری متصف گشته، علم آخرت است؛ علمی که آدمی را از این جهان مادی به سوی حقیقت می‌کشاند و راهبر او در آن مسیر روحانی است.

این یک تفکیک حیاتی است که مولانا در سرتاسر مثنوی بر آن تأکید دارد: تمایز میان علم دنیوی و علم اخروی. طالب دنیا مذموم است، حتی اگر علم را برای دنیا بجوید. اما طالب علم اخروی، به سبب جهت‌گیری متعالی و ابدی‌اش، ستودنی است. این دو مفهوم، یعنی «دنیا» و «علم»، در اینجا به‌غایت فربه و دارای عمق معنایی فراوانند و شالودهٔ نگرش عرفانی مولانا را در مورد جایگاه معرفت شکل می‌دهند.

نکات کلیدی

  • مولانا با استدلال بر حدیث نبوی، تمایزی حیاتی میان «دانش دنیوی» و «دانش اخروی» قائل می‌شود.
  • علمی که برای اغراض دنیوی به کار رود، در حکم خود دنیاست و از نگاه مولانا مذموم است.
  • «دانش اخروی» همان معرفتی است که آدمی را از محدودیت‌های جهان مادی فراتر برده و رهنمون حقیقت می‌شود.
  • هر دو، هم طالب دنیا و هم طالب علم (به معنای اعم)، سیری‌ناپذیرند، اما مسیر و غایتشان متفاوت است.
  • ارزش علم در هدف نهایی آن نهفته است: آیا ما را به سوی دنیا می‌کشاند یا به سوی آخرت؟

Sources: d6-s87 · 00:07:46 d6-s87 · 00:08:58 d6-s87 · 00:10:14

به زبانِ تو — Iyong wika · AI

Talakayan — Magtanong tungkol sa beyt na ito — sasagutin mula sa Masnavi, bawat taludtod ay tutukuyin

Ang iyong usapan ay mananatili sa device na ito maliban kung ibabahagi mo.

Mga itinanong ng mambabasa

Wala pang naibabahaging tanong — ang sa iyo ay maaaring maging una.