Dîvân-ı Şems› Gazel 537› Beyit 10 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۵۳۷
- میگرد گرد شهر خوش با شاهدان در کشمکش میخوان تو لااقسم نهان تا حبذا هذا البلد
G537:10
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود·ای ساقی افزون ده قدح تا وارهیم از نیک و بد
- 2 هر آدمی را در جهان آورد حق در پیشهای·در پیشهٔ بیپیشگی کردهست ما را نامزد
- 3 هر روز همچون ذرهها رقصان به پیش آن ضیا·هر شب مثال اختران طواف یار ماه خد
- 4 کاری ز ما گر خواهدی، زین باده ما را ندهدی·اندر سری کاین میرود، او کی فروشد یا خرد؟
- 5 سرمست کاری کی کند؟ مست آن کند که میکند·باده خدایی طی کند هر دو جهان را تا صمد
- 6 مستی باده این جهان چون شب بخسپی بگذرد·مستی سغراق احد با تو درآید در لحد
- 7 آمد شرابی رایگان زان رحمت ای همسایگان·وان ساقیان چون دایگان شیرین و مشفق بر ولد
- 8 ای دل از این سرمست شو، هر جا روی سرمست رو·تو دیگران را مست کن تا او تو را دیگر دهد
- 9 هر جا که بینی شاهدی چون آینه پیشش نشین·هر جا که بینی ناخوشی آیینه درکش در نمد
- 10 میگرد گرد شهر خوش با شاهدان در کشمکش·میخوان تو لااقسم نهان تا حبذا هذا البلد
- 11 چون خیره شد زین می سرم خامش کنم خشک آورم·لطف و کرم را نشمرم کان درنیاید در عدد
ganjoor: sh537 · public domain