پڑھیے› دفتر ۱› اس حدیث کی بیان میں کہ بے شک تمہارے رب کے لیے تمہارے زمانے کے دنوں میں خاص رحمتیں ہیں، خبردار ان کی طرف متوجہ ہو جاؤ› بیت ۱۹۶۹
M1:1969 — از هوای لقمهٔ این خارخار / از کف لقمان همی جویید خار
M1:1969
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
为了满足口腹之欲这微不足道的渴望,你反而舍弃了真正的智慧(鲁格曼),去追求那些伤害自己的东西(荆棘)。
这句诗出自一个段落,鲁米在其中将神圣的灵感比作能治愈灵魂的“鲁格曼”(Luqmān,伊斯兰传统中的智慧贤哲)。然而,世俗的欲望——在这里被浓缩为“一口食物”(لقمه)——却阻碍了人们接受这份神圣的馈赠。
“欲望抓心挠肝”(خارخار)是一个双关语,既指欲望带来的那种令人焦躁的“痒”,也预示着这种欲望的本质是“荆棘”(خار)。人们被这种欲望所驱使,本应向智慧的鲁格曼寻求疗愈的“解药”,却因为贪婪而颠倒黑白,反而向他索要那伤人的“荆棘”。鲁米紧接着解释,鲁格曼手中根本没有荆棘,是人们的贪欲蒙蔽了双眼,把有害之物错当成了甜美的果实。
因此,这句诗的核心教诲是:对物质世界的执着会扭曲人的判断力,使人舍本逐末,从智慧的源泉中寻找痛苦,错失了真正能滋养灵魂的灵性食粮。
- لقمان
- 鲁格曼:伊斯兰传统中的智慧贤哲,有时被视为先知。在苏菲诗歌中,他象征着神圣的智慧、完美的导师和灵魂的医师。
- خارخار
- 字面意思是“抓挠”或“痒”,在此处比喻内心因欲望而产生的焦灼、不安与渴望。
- هوای لقمه
- “对一口食物的欲望”。“هوا”在此处指世俗的、源于肉身的欲望或激情。“لقمه”(一口食物)则象征所有微小而短暂的物质享受,它们会阻碍人走向灵性之路。
- خار
- 荆棘,刺。在此比喻那些看似诱人但本质上会带来痛苦和伤害的世俗之物。
به دلیل حرص و ولع برای رسیدن به خواستههای حقیر دنیوی (لقمه)، از منبع حکمت و معرفت (لقمان) چیزی بیارزش و آزاردهنده (خار) طلب میکنید و از گوهر اصلی غافل میشوید.
مولانا در این بیت، تضاد میان حکمت معنوی و امیال نفسانی را با دو نماد «لقمان» و «لقمه» به تصویر میکشد. «لقمان» نمایندهٔ حکمت الهی، معرفت، و راهنمای روحانی است که میتواند گلستانهای معنا را به انسان هدیه دهد. در مقابل، «لقمه» نماد خواستههای کوچک، مادی و زودگذر نفس است که انسان را اسیر خود میکند.
«خارخار» در اینجا هم به معنای خارش و وسوسهٔ دائمی نفس است و هم به معنای «طلب کردن خار». مولانا میگوید شما به خاطر وسوسهٔ یک لقمه، یعنی یک بهرهٔ ناچیز دنیوی، به سراغ لقمانِ حکمت میروید اما به جای طلبِ گل و میوهٔ معرفت، از او «خار» میخواهید. این خار، همان نتیجهٔ طبیعیِ پیگیری امیال نفسانی است: رنج، گرفتاری و دوری از حقیقت. در واقع، وقتی نیت و هدف انسان کوچک و مادی باشد، حتی از بزرگترین منبع حکمت نیز نمیتواند بهرهای ارزشمند ببرد و تنها چیزی نصیبش میشود که درخورِ نیتِ آلودهاش است.
این بیت به زیبایی نشان میدهد که چگونه حرص و طمع، نگاه انسان را کور میکند تا جایی که «خار» را به جای «خرما» میبیند (همانطور که در بیت بعدی اشاره میشود) و از کفِ بخشندهٔ حکمت، چیزی جز رنج و زحمت برای خود نمیخرد.
- هوای لقمه
- میل و آرزوی رسیدن به امور مادی و دنیوی، طمع.
- خارخار
- در اینجا به دو معناست: ۱. خارش، کنایه از وسوسه و میل درونی ۲. طلب کردن خار.
- کف
- کف دست، دست.
- لقمان
- شخصیت حکیم و دانایی که در قرآن از او یاد شده و در ادبیات عرفانی نماد حکمت الهی است.
- همی جویید
- میجویید، طلب میکنید (فعل در زمان گذشته استمراری یا حال در فارسی کلاسیک).
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.