پڑھیے› دفتر ۵› اس کنیز کا قصہ جو خاتون کے گدھے سے شہوت رانی کرتی تھی اور اس نے اسے بکری اور ریچھ کی طرح انسانی شہوت رانی سکھائی تھی۔ اور گدھے کے قضیب میں ایک کدو ڈال دیتی تھی تاکہ وہ حد سے تجاوز نہ کرے۔ خاتون کو اس کا علم ہو گیا لیکن اس نے کدو کی باریکی کو نہ دیکھا۔ اس نے کنیز کو بہانے سے دور بھیج دیا اور خود گدھے کے ساتھ کدو کے بغیر جمع ہو گئی اور رسوائی کے ساتھ ہلاک ہو گئی۔ کنیز شام کو واپس آئی اور نوحہ کیا کہ اے میری جان اور اے میری آنکھوں کی روشنی، تو نے کیر تو دیکھا کدو نہ دیکھا، ذکر تو دیکھا وہ دوسرا نہ دیکھا۔ کل ناقص ملعون، یعنی ہر ناقص نظر اور سمجھ ملعون ہے، ورنہ ظاہری ناقص جسم والے مرحوم ہیں، ملعون نہیں۔ پڑھو لیس علی الاعمی حرج، یعنی حرج کی نفی کی اور لعنت کی نفی اور عتاب و غضب کی۔› بیت ۱۳۶۱
M5:1361 — یافتم خلوت زنم از شُکر بانگ / رستهام از چار دانگ و از دو دانگ
M5:1361
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
خاتون با فرستادن کنیز به دنبال کاری، فرصتی برای خلوت با خر پیدا میکند و از اینکه از شر مزاحمتها و موانع خلاص شده، غرق در شادی و هیجان است.
این بیت لحظهی اوج شادی و هیجان نفسانی خاتون را به تصویر میکشد. او که از دیدن رابطهی پنهانی کنیز و خر، اسیر شهوتی کور شده، تمام فکر و ذکرش رسیدن به آن حیوان است. کنیز، که نماد عقلِ جزئی و احتیاط است (چرا که با استفاده از کدو، خطر را مهار میکرد)، بزرگترین مانع او بود. خاتون با یک بهانه او را از خانه دور میکند و با بستن در، احساس میکند که به آزادی مطلق رسیده است.
عبارت «رستهام از چار دانگ و از دو دانگ» یک اصطلاح قدیمی برای بیان رهایی کامل است. شش دانگ یک چیز، یعنی تمامیت آن. خاتون گمان میکند که از تمام موانع، چه بزرگ (چهار دانگ) و چه کوچک (دو دانگ)، رها شده و هیچ چیز جلودار او نیست. این فریاد شکرگزاری، نه برای یک امر معنوی، بلکه برای فراهم شدن بستر گناه است و نشان میدهد که چگونه شهوت میتواند ارزشها را واژگون کند و زشتترین امیال را در لباس پیروزی و آزادی به انسان نشان دهد.
مولانا این شادی کور را مقدمهی هلاکت فجیع او قرار میدهد. این خلوت، خلوت با معبود نیست، بلکه خلوتی است که نفس اماره برای به دام انداختن انسان فراهم میکند. شادی او، شادی غفلت است و فریادش، فریاد کسی که در یک قدمی پرتگاه، خود را در اوج قله میبیند.
- خلوت
- تنهایی، فرصتی برای تنها بودن
- بانگ
- فریاد، نعره، صدای بلند
- رستهام
- رها شدهام، نجات یافتهام
- چار دانگ و دو دانگ
- کنایه از همه چیز، تمامیت یک چیز (مجموعاً شش دانگ)، همهٔ موانع
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.