پڑھیے دفتر ۶ جعفر رضی اللہ عنہ کا قلعہ لینے تنہا آنا اور اس قلعے کے بادشاہ کا اسے دفع کرنے کی مشورت کرنا اور اس وزیر کا بادشاہ سے کہنا کہ خبردار، تسلیم کر لو اور جہالت کی وجہ سے بے باکی نہ کرو کہ یہ بہادر ہے اور حق کی طرف سے اس کے دل میں عظیم جمعیت ہے وغیرہ بیت ۳۰۴۵

M6:3045 — بر زدندی چون فدایی حمله‌ای / خویش را بر گربهٔ بی‌مهله‌ای

بر زدندی چون فدایی حمله‌ایخویش را بر گربهٔ بی‌مهله‌ای
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:3045

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر موشان از سر همیت گرد هم می‌آمدند و چون فداییان حمله می‌بردند، خویش را بی‌درنگ بر گربه‌ای بی‌فرصت و مهلت می‌انداختند.

معنا: این بیت، تصویری از قدرت بالقوهٔ ضعیفان را ترسیم می‌کند: اگر موشان با غیرت و اتحاد برخاسته و با جان‌فشانی به گربه حمله می‌کردند، می‌توانستند بر او غلبه کنند.

شرح

در این پاره از مثنوی، مولانا با یک مثال به ظاهر ساده از موش و گربه، به یکی از عمیق‌ترین معرفت‌های خود می‌پردازد: تفاوت میان کثرت عددی و "جمعیت" یا وحدت درونی. من بارها تأکید کرده‌ام که مولانا به کثرت صوری و ظاهری اعتنایی ندارد. اینجاست که می‌گوید:

نیست جمعیت ز بسیاری جسم جسم را بر باد دان قائم چو اسم

اجسام، همانند نام‌ها، صرفاً قراردادی و بر بادند؛ واقعیتی پایا و استوار ندارند. آنچه اصالت دارد و قدرت می‌آفریند، وحدت دل‌ها و جان‌هاست، نه سیاهی لشکر.

مولانا فرض را بر این می‌گذارد که "در دل موش ار بدی جمعیتی"، یعنی اگر این موش‌ها از نظر درونی متحد و هم‌دل بودند و از "همیت" و غیرت مشترکی برخوردار می‌شدند، آنگاه وضع به‌کلی دگرگون می‌شد. آن‌ها دیگر موش‌های ترسان و لرزان نبودند، بلکه "چون فدایی حمله می‌بردند". من در سخنرانی‌های خود اشاره کردم که مولانا در اینجا به فداییان اسماعیلی اشاره دارد که با شهامت و بی‌باکی، بدون ذره‌ای درنگ یا فرصت دادن به دشمن، خود را به دل خطر می‌افکندند. این عمل "فدایی‌وار"، نماد اوج جان‌فشانی و اراده‌ای یکپارچه است که ترس و تردید را به کناری می‌نهد.

بیت‌های بعدی این حملهٔ متحد را با جزئیات ترسیم می‌کنند: یکی چشم گربه را می‌کند، دیگری گوشش را با دندان نیش می‌درد، و دیگری پهلویش را سوراخ می‌کند. گربه در این حملهٔ بی‌مهلت، چنان غافلگیر می‌شود که حتی "بیرون‌شو" و راه فراری نمی‌یابد. این تصویرگرایی شدید، نه برای لذت بردن از خشونت، بلکه برای نشان دادن تأثیر کوبندهٔ وحدت حقیقی است.

اما بلافاصله مولانا نتیجه می‌گیرد: "لیک جمعیت ندارد جان موش". مشکل در تعداد نیست؛ مشکل در کیفیت جان موش است که پراکنده و متفرق است. به همین دلیل، با یک "بانگ گربه هوش" از سرش می‌پرد و مدهوش می‌شود، حتی اگر "اعداد موشان صد هزار" باشد. این همان نبرد کیفیت و کمیت است؛ نبرد "مالک‌الملک" که جمعیت دل‌ها را عطا می‌کند، با انبوهی بی‌جان جسم‌ها. حتی خواب بر هزاران بیداری چیره می‌شود، چرا که خواب یک نیروی واحد و چیره است، در حالی که بیداری‌های پراکنده نمی‌توانند در برابر آن تاب بیاورند.

پس، این بیت نه فقط دربارهٔ موش و گربه، بلکه بی‌تردید دربارهٔ عمق و راز وحدت درونی است که از نظر مولانا، سرچشمهٔ هر قدرت و غلبه‌ای است. این "جمعیت" یک موهبت الهی است که دل‌ها را به هم پیوند می‌زند و ضعف ظاهری را به قدرتی لایزال مبدل می‌سازد.

نکات کلیدی

  • قدرت حقیقی در کثرت جسمانی نیست، بلکه در "جمعیت" و وحدت دل‌هاست.
  • "همیت" و غیرت مشترک، حتی ضعیف‌ترین موجودات را به عاملان قدرتمند تبدیل می‌کند.
  • کنش "فدایی‌وار" نماد اوج جان‌فشانی و ارادهٔ یکپارچه است که ترس را از میان می‌برد.
  • مولانا تقابل بنیادین میان پراکندگی روحی (مانند موش) و وحدت درونی را ترسیم می‌کند.
  • ضعف و ترس ریشه در عدم انسجام درونی دارد، نه کمبود تعداد یا قدرت فیزیکی.
  • وحدت، موهبتی الهی است که توانایی و غلبه را به ارمغان می‌آورد.

Sources: d6-s68 · 00:57:48 d6-s68 · 01:00:14 d6-s68 · 01:02:34

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.