پڑھیے دفتر ۶ امراء کا اس حجت کا جبریانہ شبہ سے دفاع کرنا اور بادشاہ کا انہیں جواب دینا بیت ۴۱۴

M6:414 — خون کند زید و قصاص او به عمر / می خورد عمرو و بر احمد حد خمر

خون کند زید و قصاص او به عمرمی خورد عمرو و بر احمد حد خمر
✦ اس بیت کو اردو میں پیش کریں

M6:414

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — ان کے ریکارڈ شدہ مثنوی لیکچرز سے

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر زید خون کند و قصاصش را عمر ببیند، یا عمرو شراب بنوشد و حدّ آن را احمد بپردازد.

معنا: مولانا با طرح این پرسش رسا، پوچی و بی‌عدالتیِ سلب اختیار و پیوندِ ناروای عمل به فاعل دیگر را نشان می‌دهد؛ هر عملی را فاعلی است و هر فاعلی را جزایی.

شرح

این بیت، با لحنی قاطع و پرسشی رسا، در قلب بحثی اساسی و دیرین در اندیشهٔ بشری جای می‌گیرد: مسئلهٔ اختیار و مسئولیت. مولانا در این نقطه از مثنوی، خصوصاً در دفتر ششم که حاصل پختگی و جمع‌بندی سالیان پایانی عمر اوست، با تمام وجود بر اختیار انسان تأکید می‌ورزد. این سخن او پاسخی است به جَبرگرایان، به کسانی که می‌کوشند بار گناه و نقص خود را بر دوش تقدیر یا دیگران بیفکنند.

من معتقدم که این بیت، یک استدلال قویِ عقلی و وجدانی است. آیا خرد سلیم می‌پذیرد که زید مرتکب جنایتی شود و عمر، بی‌گناه، قصاص آن را پس دهد؟ آیا جایز است که عمرو باده‌گساری کند و احمد، که خود عملی نکرده، حد شرعی آن را بر دوش کشد؟ بی‌شک پاسخ منفی است. این سناریو از بنیاد، خلاف عدالت، خلاف خرد و خلاف وجدان است. مولانا از این طریق، پیوند ناگسستنیِ عمل و عامل را به ما یادآور می‌شود. همان‌طور که می‌فرماید: «بر قضا کم نه بهانه ای جوان / جرم خود را چون نهی بر دیگران؟» ما نباید بهانهٔ قضا و قدر را سپر خطاهای خویش کنیم.

در این نگاه، خداوند، که «احکم‌الحاکمین» است، هرگز چنین قضاوت ناروایی نمی‌کند. «خصم را می‌داند آن میر بصیر». او خوب می‌داند چه کسی مرتکب عمل شده است. این تنها یک عدالت قضایی نیست؛ مولانا از جزای ذاتی اعمال سخن می‌گوید. فعل انسان، همچون فرزندی است که از جان و تن او زاده می‌شود و دامن او را می‌گیرد: «فعل تو که زاید از جان و تنت / همچو فرزندت بگیرد دامنت». خیر و شر هر عمل، با عاملش گره خورده است و نتیجهٔ آن به دیگری منتقل نمی‌شود. اگر عسلِ زیاد بخوری، تبش تو را می‌گیرد نه کس دیگر را. اگر روزه بگیری، پاداشش از آن توست نه دیگری. این قانون هستی است؛ هرچه بکاری، همان را درو می‌کنی: «چون به کاری جو نروید غیر جو؟»

نکتهٔ کلیدی که مولانا اینجا مطرح می‌کند، این است که نفی اختیار، در حقیقت نفی خویشتن است. وقتی انسان می‌گوید «من مجبور بودم»، در واقع می‌گوید «من هیچ‌کاره بودم»، «من نبودم»، «عاملیتی نداشتم». گویی عوامل بیرونی از او عبور کرده‌اند و او صرفاً یک مجرای بی‌جان بوده است. اما این مغالطه‌ای آشکار است. به قول اقبال لاهوری، که من هم با ایشان موافقم، اگر ما بر صورت خدا آفریده شده‌ایم، اولین عطیه‌ای که از او می‌گیریم همین اختیار است. خداوند مختار است، و ما نیز که «خلق ما بر صورت خود کرد حق» مختاریم. تردد و دودلیِ ما بین انجام دادن یا ندادن کاری، خود بهترین نشانهٔ اختیار ماست: «در تردد مانده‌ایم اندر دو کار / این تردد کی بود بی اختیار؟» آدمی بر اموری که هیچ قدرتی بر آنها ندارد، دچار تردد نمی‌شود. این نشان می‌دهد که ما همواره سهمی در افعال خود داریم، حتی اگر صد عامل دیگر در کار باشند، ما عامل صد و یکم هستیم. نفی این سهم، یعنی نفی وجود خود.

از همین رو، مولانا تأکید می‌کند که رنج‌ها و مصیبت‌هایی که به ما می‌رسد، نه از «بخت» است، نه از «طالع»، و نه از «سرنوشت»؛ بلکه نتیجهٔ بدکرداری و انتخاب‌های خودمان است: «رنج را باشد سبب بد کردنی / بد ز فعل خود شناس از بخت نی». کسانی که پیوسته به بخت می‌نگرند، چشمشان «احول» می‌شود و تنبل و کاهل می‌گردند: «آن نظر در بخت چشم احول کند / کلب را کهدانی و کاهل کند». آنها خویشتن را متهم نمی‌کنند و به همین دلیل، هرگز از اعمال خود توبه نمی‌کنند. اما توبه، پشیمانی و عزم بر ترک فعل بد در آینده، خود عظیم‌ترین نشانهٔ باور به اختیار و مسئولیت خویش است. این بیت، به راستی، فراخوانی است به مواجههٔ صادقانه با خویشتن و پذیرش مسئولیتِ کاملِ آنچه هستیم و می‌کنیم.

نکات کلیدی

  • عدالت الهی و وجدان سلیم هرگز پیوند عمل یک فاعل با جزای فاعل دیگر را نمی‌پذیرد.
  • فعل انسان، همچون فرزندی که از او زاده می‌شود، خیر و شر خود را با فاعل گره می‌زند.
  • نفی اختیار و نسبت دادن اعمال به قضا یا دیگران، در حقیقت، نفی هویت و وجود خویشتن است.
  • تردید و دودلی در انتخاب‌ها، نشانه‌ای قاطع از وجود اختیار در انسان است.
  • رنج‌ها و مصیبت‌های ما نه از بخت و تقدیر، بلکه نتیجهٔ مستقیم بدکرداری و انتخاب‌های خود ماست.

Sources: d6-s10 · 00:28:38 d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:32:41 d6-s10 · 00:33:10 d6-s10 · 00:33:23 d6-s10 · 00:33:57 d6-s10 · 00:34:39 d6-s10 · 00:41:40

به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.