پڑھیے› دفتر ۶› بلال کا حبشہ کی شدید گرمی میں حضرت مصطفیٰ علیہ السلام کی محبت میں احد احد کہنا جب اس کا یہودی آقا تعصب کی وجہ سے اسے حبشہ کی تیز دھوپ میں خاردار شاخ سے مارتا تھا اور بلال کے جسم سے خون ابلتا تھا، اس سے احد احد نکلتا تھا بغیر اس کے ارادے کے جیسے دوسرے درد مندوں سے آہ نکلتی ہے بغیر ارادے کے، کیونکہ وہ عشق کے درد سے لبریز تھا، خار کے درد کو دور کرنے کا اسے موقع ہی نہ تھا جیسے فرعون کے جادوگر، جرجیس اور دیگر بے شمار لوگ› بیت ۸۹۳
M6:893 — بعد از آن خلوت بدیدش پند داد / کز جهودان خفیه میدار اعتقاد
M6:893
معنی و شرح · به زبانِ تو — آپ کی زبان · AI
ابوبکر پس از دیدن شکنجه شدن بلال، در فرصتی مناسب و به تنهایی به او نزدیک شد و نصیحتش کرد که برای حفظ جانش، ایمان خود را از ارباب یهودیاش مخفی کند.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان شکنجه شدن بلال حبشی را به تصویر میکشد. «صدیق» که در اینجا اشاره به ابوبکر، یار نزدیک پیامبر اسلام، دارد، از دیدن رنج بلال و شنیدن فریادهای «احد احد» او عمیقاً متأثر میشود. او که بوی آشنای عشق الهی را از این فریادها استشمام کرده، از سر دلسوزی و خیرخواهی، راهکاری عملی و عقلانی به بلال پیشنهاد میدهد.
توصیهی او، یعنی پنهان داشتن ایمان (که در فقه به آن «تقیه» میگویند)، راهی برای رهایی از شکنجهی جسمی است. ابوبکر از موضع عقل و مصلحتاندیشی سخن میگوید و میخواهد جان یک مؤمن را نجات دهد. اما مولانا این صحنه را میآفریند تا تقابل میان «عقل مصلحتبین» و «عشق بیپروا» را به نمایش بگذارد. بلال، همانطور که در ابیات بعدی مشخص میشود، سرشار از عشقی است که دیگر در قالب عقل و احتیاط نمیگنجد. عشق، توبهی او از ابراز ایمان را میبلعد و او را به مرحلهای میرساند که تن را تسلیم بلا میکند، چرا که وجودش از عشق به معشوق پر شده و جایی برای پنهانکاری و توبه باقی نمانده است.
- خلوت
- تنهایی، در جایی دور از دیگران
- بدیدش
- او را دید (فعل کهن)
- پند
- نصیحت، اندرز
- جهودان
- یهودیان (واژهای که در متون کهن به کار رفته)
- خفیه
- پنهان، مخفی
- میدار
- نگه دار، بدار (فعل امر کهن)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.