دیوانِ شمس› غزل ۱۲۰۳› بیت ۴ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۲۰۳
- چو دوست با عدو تو نشست از او بگریز که احتراق دهد آب گرم نارآمیز
G1203:4
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز·برو برو گل سرخی ولیک خارآمیز
- 2 مقام داشت به جنت صفی حق آدم·جدا فتاد ز جنت که بود مارآمیز
- 3 میان چرخ و زمین بس هوای پرنورست·ولیک تیره شود چون شود غبارآمیز
- 4 چو دوست با عدو تو نشست از او بگریز·که احتراق دهد آب گرم نارآمیز
- 5 برون کشم ز خمیر تو خویش را چون موی·که ذوق خمر تو را دیدهام خمارآمیز
- 6 ولیک موی کشان آردم بر تو غمت·که اژدهاست غمت با دم شرارآمیز
- 7 هزار بار گریزم چو تیر و بازآیم·بدان کمان و بدان غمزه شکارآمیز
- 8 به گردنامه سحرم به خانه بازآرد·خیال یار به اکراه اختیارآمیز
- 9 غم تو بر سفرم زیر زیر میخندد·که واقفست از این عشق زینهارآمیز
- 10 به پیش سلطنت توبهام چو مسخره ایست·که عشق را نبود صبر اعتبارآمیز
- 11 سخن مگوی چو گویی ز صبر و توبه مگوی·حدیث توبه مجنون بود فشارآمیز
ganjoor: sh1203 · public domain