دیوانِ شمس› غزل ۱۴۹۱ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G1491 · ۶ اشعار
غزل شمارهٔ ۱۴۹۱
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G1491:1 خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیمکه از سفهش بس سر انگشت گزیدیم
- G1491:2 گر هیچ گریزی بگریز از هوس خویشزیرا همه رنج از هوس بیهده دیدیم
- G1491:3 والله که مفری به جز از فر رخش نیستکاندر خضر و گلشن او می نگریدیم
- G1491:4 هر روز که برخیزی رو پاک بشوییآن سوی دو ای دل که گه درد دویدیم
- G1491:5 آن سوی که در ساعت دشوار دل خلقآید که خدایا همه محتاج و مریدیم
- G1491:6 هر دانه که چیدیم همه دام بلا بودسوی تو پراشکسته و تن خسته پریدیم
ganjoor: sh1491 · public domain