دیوانِ شمس غزل ۱۸۸۵ بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۸۵

  1. از خون مسلمانان در ساغر رهبان کن وز کافر زلفینت ویرانی دین می کن

G1885:3

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ای سرده صد سودا دستار چنین می کن·خوب است همین شیوه ای دوست همین می کن
  2. 2 فرمانده خوبانی ابرو چو بجنبانی·این بنده تو را گوید آن می کن و این می کن
  3. 3 از خون مسلمانان در ساغر رهبان کن·وز کافر زلفینت ویرانی دین می کن
  4. 4 مأمون امین را تو می ران که رو ای خاین·وان غیرت رهزن را بر روح امین می کن
  5. 5 آن حکم که از هیبت در عرش نمی‌گنجد·بر پشت زمان می نه بر روی زمین می کن
  6. 6 آن را که ندارد جان جان ده به دم عیسی·وان را که ندارد زر ز اکسیر زرین می کن
  7. 7 تا دور ابد شاها شمس الحق تبریزی·حکمی است به دور تو آری هله هین می کن

ganjoor: sh1885 · public domain