دیوانِ شمس غزل ۲۳۹۰ بیت ۲ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۹۰

  1. بنگر به شهوت خود ساده‌ست و صاف بی‌رنگ یک عالمی صنم بین از ساده ای بزاده

G2390:2

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده·فردا از او ببینی صد حور رو گشاده
  2. 2 بنگر به شهوت خود ساده‌ست و صاف بی‌رنگ·یک عالمی صنم بین از ساده ای بزاده
  3. 3 زنبور شهد جانت هر چند ناپدید است·شش خانه‌های او بین از شهد پر نهاده
  4. 4 اندازه تن تو خود سه گز است و کمتر·در خان خود تو بنگر از نه فلک زیاده
  5. 5 تا چند کاسه لیسی این کوزه بر زمین زن·برگیر کاه گل را از روی خنب باده
  6. 6 سجاده آتشین کن تا سجده صاف گردد·آتش رخی برآید از زیر این سجاده
  7. 7 آید سوارگشته بر عشق شمس تبریز·اندر رکاب آن شه خورشید و مه پیاده

ganjoor: sh2390 · public domain