دیوانِ شمس› غزل ۲۳۹۰› بیت ۷ → پچھلا
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۹۰
- آید سوارگشته بر عشق شمس تبریز اندر رکاب آن شه خورشید و مه پیاده
G2390:7
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده·فردا از او ببینی صد حور رو گشاده
- 2 بنگر به شهوت خود سادهست و صاف بیرنگ·یک عالمی صنم بین از ساده ای بزاده
- 3 زنبور شهد جانت هر چند ناپدید است·شش خانههای او بین از شهد پر نهاده
- 4 اندازه تن تو خود سه گز است و کمتر·در خان خود تو بنگر از نه فلک زیاده
- 5 تا چند کاسه لیسی این کوزه بر زمین زن·برگیر کاه گل را از روی خنب باده
- 6 سجاده آتشین کن تا سجده صاف گردد·آتش رخی برآید از زیر این سجاده
- 7 آید سوارگشته بر عشق شمس تبریز·اندر رکاب آن شه خورشید و مه پیاده
ganjoor: sh2390 · public domain