دیوانِ شمس غزل ۲۴۴۶ بیت ۵ → پچھلا

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۴۴۶

  1. عقل از تو بی‌عقلی شده عشق از تو هم حیران شده مر جسم را خود اسم شد تو چونک بر جان تاختی

G2446:5

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی·میخانه‌ها برهم زدی تا سوی میدان تاختی
  2. 2 چون ساکنان آسمان خود گوش ما برتافتند·تو سبلتان برتافتی هم سوی ایشان تاختی
  3. 3 ای تو نهاده یک قدم بگذشته از هر دو جهان·آه پس کدامین عرصه بد تا تو بر اسبان تاختی
  4. 4 خود پرده‌ها و قافیه وآنگه خراب عشق تو·تو پرده‌ای نگذاشتی چون سوی انسان تاختی
  5. 5 عقل از تو بی‌عقلی شده عشق از تو هم حیران شده·مر جسم را خود اسم شد تو چونک بر جان تاختی

ganjoor: sh2446 · public domain