دیوانِ شمس غزل ۲۵۷۹ بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۷۹

  1. بردار صراحی را بگذار صلاحی را آن جام مباحی را درکش که بیاسایی

G2579:3

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی·زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی
  2. 2 تا تو نشوی رسوا آن سر نشود پیدا·کان جام نیاشامد جز عاشق رسوایی
  3. 3 بردار صراحی را بگذار صلاحی را·آن جام مباحی را درکش که بیاسایی
  4. 4 در حلقه آن مستان در لاله و در بستان·امروز قدح بستان ای عاشق فردایی
  5. 5 بر رسم زبردستی می‌کن تو چنین مستی·تا بگذری از هستی ای سخره هرجایی
  6. 6 سرفتنه اوباشی همخرقه قلاشی·در مصر نمی‌باشی تا جمله شکرخایی
  7. 7 شمس الحق تبریزی جان را چه شکر ریزی·جز با تو نیارامد جان‌های مصفایی

ganjoor: sh2579 · public domain