دیوانِ شمس› غزل ۲۵۷۹› بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۷۹
- سرفتنه اوباشی همخرقه قلاشی در مصر نمیباشی تا جمله شکرخایی
G2579:6
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 با هر کی تو درسازی میدانک نیاسایی·زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی
- 2 تا تو نشوی رسوا آن سر نشود پیدا·کان جام نیاشامد جز عاشق رسوایی
- 3 بردار صراحی را بگذار صلاحی را·آن جام مباحی را درکش که بیاسایی
- 4 در حلقه آن مستان در لاله و در بستان·امروز قدح بستان ای عاشق فردایی
- 5 بر رسم زبردستی میکن تو چنین مستی·تا بگذری از هستی ای سخره هرجایی
- 6 سرفتنه اوباشی همخرقه قلاشی·در مصر نمیباشی تا جمله شکرخایی
- 7 شمس الحق تبریزی جان را چه شکر ریزی·جز با تو نیارامد جانهای مصفایی
ganjoor: sh2579 · public domain