دیوانِ شمس غزل ۲۶۰۴ بیت ۲ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۶۰۴

  1. من واله یزدانم در حلقه مردانم زین بیش نمی‌دانم ای مه تو که را مانی

G2604:2

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی·تشویش مسلمانی ای مه تو که را مانی
  2. 2 من واله یزدانم در حلقه مردانم·زین بیش نمی‌دانم ای مه تو که را مانی
  3. 3 هم بنده و آزادم ویرانه و آبادم·هم بی‌دل و دلشادم ای مه تو که را مانی
  4. 4 هر جسم که بر سر شد جان گشت و قلندر شد·هم مؤمن و کافر شد ای مه تو که را مانی
  5. 5 شاد آنک نهد پایی در لجه دریایی·با دیده بینایی ای مه تو که را مانی
  6. 6 باشد ز توام مفخر فارغ شدم از دلبر·از طعنه و از تسخر ای مه تو که را مانی
  7. 7 من زان سوی دولابم زان جانب اسبابم·تو محو کن القابم ای مه تو که را مانی
  8. 8 بر عاشق دوتاقد آن کس که همی‌خندد·زان خنده چه بربندد ای مه تو که را مانی
  9. 9 شمس الحق تبریزی در لخلخه آمیزی·ای جان و جهان می‌زد ای مه تو که را مانی

ganjoor: sh2604 · public domain