دیوانِ شمس غزل ۲۷۹۵ بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۷۹۵

  1. مشک تاتاری به هر دم می‌کند غمزی به خلق چونک سلطان خطایی وز ختن پنهان شدی

G2795:6

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی·ای تو جان جان جانم چون ز من پنهان شدی
  2. 2 چون فلک از توست روشن پس تو را محجوب چیست·چونک تن از توست زنده چون ز تن پنهان شدی
  3. 3 از کمال غیرت حق وز جمال حسن خویش·ای شه مردان چنین از مرد و زن پنهان شدی
  4. 4 ای تو شمع نه فلک کز نه فلک بگذشته‌ای·تا چه سر است اینک تو اندر لگن پنهان شدی
  5. 5 ای سهیلی کآفتاب از روی تو بیخود شده‌ست·خیر باشد خیر باشد کز یمن پنهان شدی
  6. 6 مشک تاتاری به هر دم می‌کند غمزی به خلق·چونک سلطان خطایی وز ختن پنهان شدی
  7. 7 گر ز ما پنهان شوی وز هر دو عالم چه عجب·ای مه بی‌خویشتن کز خویشتن پنهان شدی
  8. 8 آن چنان پنهان شدی ای آشکار جان‌ها·تا ز بس پنهانی از پنهان شدن پنهان شدی
  9. 9 شمس تبریزی به چاهی رفته‌ای چون یوسفی·ای تو آب زندگی چون از رسن پنهان شدی

ganjoor: sh2795 · public domain