دیوانِ شمس› غزل ۲۸۱۰ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2810 · ۹ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۸۱۰
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2810:1 ای بداده دیدههای خلق را حیرانییوی ز لشکرهای عشقت هر طرف ویرانیی
- G2810:2 ای مبارک چاشتگاهی کآفتاب روی توعالم دل را کند اندر صفا نورانیی
- G2810:3 دم به دم خط میدهد جانها که ما بنده توایمای سراسر بندگی عشق تو سلطانیی
- G2810:4 تا چه میبینند جانها هر دمی در روی تووز چه باشد هر زمانیشان چنین رقصانیی
- G2810:5 از چه هر شب پاسبان بام عشق تو شوندوز چه هر روزی بودشان بر درت دربانیی
- G2810:6 این چه جام است این که گردان کردهای بر جانهاآب حیوان است این یا آتشی روحانیی
- G2810:7 این چه سر گفتی تو با دلها که خصم جان شدنداین چه دادی درد را تا میکند درمانیی
- G2810:8 روستایی را چه آموزید نور عشق توتا ز لوح غیب دادش هر دمی خط خوانیی
- G2810:9 شمس تبریزی فروکن سر از این قصر بلندتا بقایی دیده آید در جهان فانیی
ganjoor: sh2810 · public domain