دیوانِ شمس› غزل ۳۱۱۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G3118 · ۸ اشعار
غزل شمارهٔ ۳۱۱۸
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G3118:1 نگارا، چرا قول دشمن شنیدی؟!چرا بهر دشمن ز چاکر بریدی؟!
- G3118:2 چه سوگند خوردی؟! چه دل سخت کردیکه گویی که هرگز مرا خود ندیدی
- G3118:3 مها، بار دیگر نظر کن به چاکرچنین دان، کاسیری ز کافر خریدی
- G3118:4 تو آب حیاتی، چو رویت بدیدمچو می در تن بنده هرسو دویدی
- G3118:5 تو باز سپیدی، که بر من نشستیربودی دلم را، هوا بر پریدی
- G3118:6 دلم رو به دیوار کردست ازان دمکه در خانه رفتی و رو درکشیدی
- G3118:7 اگر جان بخواندم ترا راست گفتمکه جان ناپدیدست، و تو ناپدیدی
- G3118:8 به فریاد من رس، که این وقت رحمستکه صد جا به فریاد جانم رسیدی
ganjoor: sh3118 · public domain