دیوانِ شمس› غزل ۵۴۱› بیت ۳ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۵۴۱
- هست این سخا چون سیر ره وین بخل منزل کردنت در کشتی نوح آمدی کی وقف و رهپویی بود
G541:3
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود·در پاکبازان ای پسر فیض و خداخویی بود
- 2 خود عاقبت اندر ولا نی بخل ماند نی سخا·اندر سخا هم بیشکی پنهان عوض جویی بود
- 3 هست این سخا چون سیر ره وین بخل منزل کردنت·در کشتی نوح آمدی کی وقف و رهپویی بود
- 4 حاصل عصای موسوی عشقست در کون ای روی·عین و عرض در پیش او اشکال جادویی بود
- 5 یک سو رو از گرداب تن پیش از دم غرقه شدن·زیرا بقا و خرمی زان سوی شش سویی بود
- 6 خود را بیفشان چون شجر از برگ خشک و برگ تر·بی رنگ نیک و رنگ بد توحید و یکتویی بود
- 7 ره رو مگو این چون بود زیرا ز چون بیرون بود·کی شیر را همدم شوی تا در تو آهویی بود
- 8 خاموش کاین گفت زبان دارد نشان فرقتی·ور نی چو نان خاید فتی کی وقت نان گویی بود
ganjoor: sh541 · public domain