دیوانِ شمس› غزل ۶۱۳ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G613 · ۱۱ اشعار
غزل شمارهٔ ۶۱۳
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G613:1 ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمدوان یوسف چون شکر ناگه ز سفر آمد
- G613:2 روح آمد و راح آمد معجون نجاح آمدور چیز دگر خواهی آن چیز دگر آمد
- G613:3 آن میوه یعقوبی وان چشمه ایوبیاز منظره پیدا شد هنگام نظر آمد
- G613:4 خضر از کرم ایزد بر آب حیاتی زدنک زهره غزل گویان در برج قمر آمد
- G613:5 آمد شه معراجی شب رست ز محتاجیگردون به نثار او با دامن زر آمد
- G613:6 موسی نهان آمد صد چشمه روان آمدجان همچو عصا آمد تن همچو حجر آمد
- G613:7 زین مردم کارافزا زین خانه پرغوغاعیسی نخورد حلوا کاین آخور خر آمد
- G613:8 چون بسته نبود آن دم در شش جهت عالمدر جستن او گردون بس زیر و زبر آمد
- G613:9 آن کو مثل هدهد بیتاج نبد هرگزچون مور ز مادر او بربسته کمر آمد
- G613:10 در عشق بود بالغ از تاج و کمر فارغکز کرسی و از عرشش منشور ظفر آمد
- G613:11 باقیش ز سلطان جو سلطان سخاوت خوزو پرس خبرها را کو کان خبر آمد
ganjoor: sh613 · public domain