دیوانِ شمس› غزل ۶۱۳› بیت ۱۰ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۶۱۳
- در عشق بود بالغ از تاج و کمر فارغ کز کرسی و از عرشش منشور ظفر آمد
G613:10
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد·وان یوسف چون شکر ناگه ز سفر آمد
- 2 روح آمد و راح آمد معجون نجاح آمد·ور چیز دگر خواهی آن چیز دگر آمد
- 3 آن میوه یعقوبی وان چشمه ایوبی·از منظره پیدا شد هنگام نظر آمد
- 4 خضر از کرم ایزد بر آب حیاتی زد·نک زهره غزل گویان در برج قمر آمد
- 5 آمد شه معراجی شب رست ز محتاجی·گردون به نثار او با دامن زر آمد
- 6 موسی نهان آمد صد چشمه روان آمد·جان همچو عصا آمد تن همچو حجر آمد
- 7 زین مردم کارافزا زین خانه پرغوغا·عیسی نخورد حلوا کاین آخور خر آمد
- 8 چون بسته نبود آن دم در شش جهت عالم·در جستن او گردون بس زیر و زبر آمد
- 9 آن کو مثل هدهد بیتاج نبد هرگز·چون مور ز مادر او بربسته کمر آمد
- 10 در عشق بود بالغ از تاج و کمر فارغ·کز کرسی و از عرشش منشور ظفر آمد
- 11 باقیش ز سلطان جو سلطان سخاوت خو·زو پرس خبرها را کو کان خبر آمد
ganjoor: sh613 · public domain