دیوانِ شمس› غزل ۶۸۱› بیت ۸ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۶۸۱
- به پرهای عجب دل بر پریدی ولیک از دام او پرواش نبود
G681:8
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 کسی که غیر این سوداش نبود·ز ذوق ماش یاد ماش نبود
- 2 مثال گوی در میدان حیرت·دوان باشد، اگر چه پاش نبود
- 3 وجودی که نَرست از سایهٔ خوش·پناه سایهٔ عنقاش نبود
- 4 نماید آینه سیمای هر کس·ازیرا صورت و سیماش نبود
- 5 به روزی صد هزاران عیب و خوبی·بگوید آینه، غوغاش نبود
- 6 ندارد آینه با زشت بُغضی·هوای چهرهٔ زیباش نبود
- 7 دهانی زین شکر مجروح گردد·که دندانهای شکّر خاش نبود
- 8 به پرهای عجب دل بر پریدی·ولیک از دام او پرواش نبود
- 9 برو چون مه پی خورشید میکاه·که بیکاهش جمال افزاش نبود
ganjoor: sh681 · public domain