دیوانِ شمس غزل ۷۳۱ بیت ۸ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۷۳۱

  1. یا دهان ما بگیر ای ساقی ور نی فاش شد آنچ در هفتم زمین چون گنج‌ها گنجور بود

G731:8

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود·از شراب لایزالی جان ما مخمور بود
  2. 2 ما به بغداد جهان جان اناالحق می‌زدیم·پیش از آن کاین دار و گیر و نکته منصور بود
  3. 3 پیش از آن کاین نفس کل در آب و گل معمار شد·در خرابات حقایق عیش ما معمور بود
  4. 4 جان ما همچون جهان بد جام جان چون آفتاب·از شراب جان جهان تا گردن اندر نور بود
  5. 5 ساقیا این معجبان آب و گل را مست کن·تا بداند هر یکی کو از چه دولت دور بود
  6. 6 جان فدای ساقیی کز راه جان در می‌رسد·تا براندازد نقاب از هر چه آن مستور بود
  7. 7 ما دهان‌ها باز مانده پیش آن ساقی کز او·خمرهای بی‌خمار و شهد بی‌زنبور بود
  8. 8 یا دهان ما بگیر ای ساقی ور نی فاش شد·آنچ در هفتم زمین چون گنج‌ها گنجور بود
  9. 9 شهر تبریز ار خبر داری بگو آن عهد را·آن زمان کی شمس دین بی‌شمس دین مشهور بود

ganjoor: sh731 · public domain