دیوانِ شمس› غزل ۷۳۱› بیت ۹ → پچھلا
دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۷۳۱
- شهر تبریز ار خبر داری بگو آن عهد را آن زمان کی شمس دین بیشمس دین مشهور بود
G731:9
آپ کی زبان
آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:
ai-draft · gemini-2.5-pro
اس بیت کی شرح
ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:
پوری غزل ↗
- 1 پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود·از شراب لایزالی جان ما مخمور بود
- 2 ما به بغداد جهان جان اناالحق میزدیم·پیش از آن کاین دار و گیر و نکته منصور بود
- 3 پیش از آن کاین نفس کل در آب و گل معمار شد·در خرابات حقایق عیش ما معمور بود
- 4 جان ما همچون جهان بد جام جان چون آفتاب·از شراب جان جهان تا گردن اندر نور بود
- 5 ساقیا این معجبان آب و گل را مست کن·تا بداند هر یکی کو از چه دولت دور بود
- 6 جان فدای ساقیی کز راه جان در میرسد·تا براندازد نقاب از هر چه آن مستور بود
- 7 ما دهانها باز مانده پیش آن ساقی کز او·خمرهای بیخمار و شهد بیزنبور بود
- 8 یا دهان ما بگیر ای ساقی ور نی فاش شد·آنچ در هفتم زمین چون گنجها گنجور بود
- 9 شهر تبریز ار خبر داری بگو آن عهد را·آن زمان کی شمس دین بیشمس دین مشهور بود
ganjoor: sh731 · public domain