پڑھیے› دفتر ۳› حصہ ۱۵۵ → پچھلا · اگلا ←
بخش ۱۵۵ - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور
اس شخص کا موسیٰ علیہ السلام سے جانوروں اور پرندوں کی زبان کا مطالبہ
- M3:3266 گفت موسی را یکی مرد جوانکه بیاموزم زبان جانوران
- M3:3267 تا بود کز بانگ حیوانات و ددعبرتی حاصل کنم در دین خود
- M3:3268 چون زبانهای بنیآدم همهدر پی آبست و نان و دمدمه
- M3:3269 بوک حیوانات را دردی دگرباشد از تدبیر هنگام گذر
- M3:3270 گفت موسی رو گذر کن زین هوسکاین خطر دارد بسی در پیش و پس
- M3:3271 عبرت و بیداری از یزدان طلبنه از کتاب و از مقال و حرف و لب
- M3:3272 گرمتر شد مرد زان منعش که کردگرمتر گردد همی از منع مرد
- M3:3273 گفت ای موسی چو نور تو بتافتهرچه چیزی بود چیزی از تو یافت
- M3:3274 مر مرا محروم کردن زین مرادلایق لطفت نباشد ای جواد
- M3:3275 این زمان قایم مقام حق توییاس باشد گر مرا مانع شوی
- M3:3276 گفت موسی یا رب این مرد سلیمسخره کردستش مگر دیو رجیم
- M3:3277 گر بیاموزم زیان کارش بودور نیاموزم دلش بد میشود
- M3:3278 گفت ای موسی بیاموزش که مارد نکردیم از کرم هرگز دعا
- M3:3279 گفت یا رب او پشیمانی خورددست خاید، جامهها را بَردرَد
- M3:3280 نیست قدرت هر کسی را سازوارعجز بهتر مایهٔ پرهیزکار
- M3:3281 فقر ازین رو فخر آمد جاودانکه به تقوی ماند دست نارسان
- M3:3282 زان غنا و زان غنی مردود شدکه ز قدرت صبرها بدرود شد
- M3:3283 آدمی را عجز و فقر آمد اماناز بلای نفس پر حرص و غمان
- M3:3284 آن غم آمد ز آرزوهای فضولکه بدان خو کرده است آن صید غول
- M3:3285 آرزوی گِل بود گِلخواره راگُلشکر نگوارد آن بیچاره را