閱讀› 卷 1› 闡釋聖訓:「在你們生命的日子裡,你們的主有許多恩賜,你們應當去爭取。」› 詩聯 1991
M1:1991 — او بقول و فعل یار ما بود / چون بحکم حال آیی لا بود
M1:1991
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
عقل جزئی در ظاهر و در امور دنیوی، دوست و راهنمای انسان است، اما در ساحتِ عشق و تجربهٔ معنوی، یک مانع و حجاب است و باید نفی شود.
مولانا در ابیات پیشین، «عقل جزئی» را معرفی میکند: عقلی که زیرک و داناست اما در برابر عشق، منکر و ناتوان است. این عقل، در دنیای ظواهر، یعنی در «گفتار» (قَول) و «کردار» (فِعل)، یار و مددکار ماست. به ما کمک میکند تا زندگی روزمره را مدیریت کنیم، استدلال کنیم و کارهایمان را پیش ببریم. از این منظر، دوست ما به نظر میرسد.
اما مصرع دوم یک شرط تعیینکننده را مطرح میکند: «چون به حکم حال آیی». «حال» در اصطلاح عرفانی، تجربۀ مستقیم، بیواسطه و درونیِ حقیقت است؛ کیفیتی که بر قلب سالک وارد میشود و از جنس منطق و استدلال نیست. مولانا میگوید وقتی معیار سنجش، این تجربۀ باطنی باشد، آن عقلِ مدعی، «لا بود»، یعنی «هیچ» است، پوچ و بیاعتبار است. او دیگر نه تنها یار نیست، بلکه مانعی است که باید با «لا»ی نفی، از میان برداشته شود تا راه برای شهود و عشق باز گردد. این بیت، تقابل میان معرفت استدلالی و معرفت شهودی را به زیبایی به تصویر میکشد.
- بِحُکمِ حال
- بر اساس معیارِ تجربهٔ باطنی و درونی، در قلمروِ شهود
- لا بود
- «نه» است، هیچ و پوچ است، نفی میشود، بیاعتبار است
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。