M2:110 — یشم را آنگه شناسی از گهر / کز خیال خود کنی کلی عبر
M2:110
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
توانایی تشخیص حقیقت از توهم و واقعیت از پندار، تنها زمانی حاصل میشود که انسان بتواند از زندان تصورات و خیالات ذهنی خود رها شود.
مولانا در اینجا به یکی از اصول بنیادین معرفتشناسی عرفانی اشاره میکند: حجاب اصلی در راه شناخت حقیقت، خودِ انسان و پندارهای ذهنی اوست. تا زمانی که ذرهای از «منیت» و پیشفرضهای شخصی باقی باشد (که در بیت قبل به «یک مو از تو» تعبیر شده)، نگاه انسان به عالم آلوده به «خیال» است. این خیال، ارزشها را وارونه نشان میدهد؛ سنگ کمارزشی مانند یشم را همسنگ گوهری گرانبها جلوه میدهد.
راه حل، «عبر کردن» یا عبور کامل از این قلمرو خیال است. این عبور به معنای تزکیه نفس و کنار زدن پردههای ذهنی است تا چشم دل بتواند حقایق را همانطور که هستند، بدون واسطهی نفس، مشاهده کند. بنابراین، شناخت حقیقی، محصول کنار رفتنِ شناسنده (نفس اماره) است، نه حاصل افزودن بر دانستههای او. این بیت مقدمهای است برای حکایتی که قرار است تفاوت میان دیدنِ عیانی (شهود مستقیم) و فهم قیاسی (دانش غیرمستقیم) را روشن سازد.
- یشم
- نوعی سنگ نیمهقیمتی، معمولاً به رنگ سبز. در اینجا نماد چیزی با ارزش ظاهری اما فاقد ارزش حقیقی است.
- گهر
- گوهر، جواهر، سنگ قیمتی. نماد حقیقت و ارزش واقعی.
- آنگه
- آن زمان، آن وقت.
- کز
- مخفف «که از».
- عبر
- عبور کردن، گذشتن.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。