閱讀› 卷 2› 在歐瑪爾(願主喜悅他)時代,那個人將幻影誤認為新月› 詩聯 117
M2:117 — چونکه او تر کرد ابرو، مه ندید / گفت ای شه نیست مه شد ناپدید
M2:117
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
این بیت لحظهای را توصیف میکند که آن مرد، پس از پاک کردن ابرویش، متوجه میشود که هلال ماهی که میدیده در واقع توهمی بیش نبوده و دیگر آن را نمیبیند.
این بیت نقطهٔ اوج داستان مردی است که در زمان خلیفه عمر، ادعا میکند هلال ماه رمضان را دیده است، در حالی که عمر با دید تیزترش آن را نمیبیند. عمر که به خطای حسی شک کرده، به آن مرد میگوید دستش را خیس کند و بر ابرویش بکشد.
با این کار ساده، آن «هلال» ناپدید میشود. مرد با شگفتی به عمر خبر میدهد که ماه دیگر در آسمان نیست. این لحظه، تبدیل خیال به واقعیت است؛ جایی که فرد متوجه خطای دید خود میشود.
مولانا در ابیات بعدی توضیح میدهد که یک تار موی کجِ ابروی آن مرد، مانند کمانی، تیر گمان را به سوی او پرتاب کرده و باعث شده بود تا چیزی را ببیند که وجود خارجی ندارد. این داستان نمادین نشان میدهد که چگونه یک نقص کوچک و جزئی در وجود انسان (یک «موی کج») میتواند حجابی بر حقیقت شود و او را به ادعاهای باطل و درک نادرست از واقعیت بکشاند. پیام عرفانی داستان این است که تا وقتی موانع و حجابهای درونی، هرچند کوچک، برطرف نشوند، دیدن حقیقت ممکن نیست.
- شه
- شاه، پادشاه. در اینجا منظور «عمر»، خلیفهٔ وقت است.
- ناپدید
- پنهان، غایب، چیزی که دیگر دیده نمیشود.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。