M2:2361 — گفت او هم از ضرورت کای اسد / از چو من لاغر شکارت چه رسد
M2:2361
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
مرد نابینا برای رهایی از خطر، سگ را «شیر» خطاب میکند و با ناچیز و لاغر خواندنِ خود، تلاش میکند او را از حمله منصرف کند.
این بیت بخشی از داستان حملهٔ سگی در کوچهای به یک گدای نابیناست. مرد نابینا که از ترس و درماندگی به ستوه آمده، برای نجات جان خود به تملق و چاپلوسی روی میآورد. او با زبانی عاجزانه، سگ را «اسد» (شیر) میخواند تا غرور او را ارضا کند.
این ترفندی روانی است. او از یک سو سگ را با صفتی بزرگ و قدرتمند ستایش میکند و از سوی دیگر، خود را شکاری «لاغر» و بیارزش معرفی میکند. منطق او این است که شکار کردن موجودی ضعیف و بیمقدار، در شأن شکارچی بزرگی چون تو نیست. مولانا در اینجا نشان میدهد که چگونه «ضرورت» و فشار شرایط میتواند انسان را وادار به رفتاری کند که در حالت عادی انجام نمیدهد؛ همانطور که در بیت قبل به حکیمی اشاره کرد که از سر ناچاری، دم خر را تعظیم کرد.
- ضرورت
- ناچاری، اضطرار، نیاز شدید
- کای
- مخفف «که ای»
- اسد
- شیر (در اینجا برای تملق به سگ به کار رفته است)
- چه رسد
- چه چیزی به تو میرسد، چه نصیبت میشود
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。