M2:2379 — کی شناسد کور دزد خویش را / چون ندارد نور چشم و آن ضیا
M2:2379
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
انسان نابینا چگونه میتواند دزدی را که اموالش را برده بشناسد، در حالی که از نعمت بینایی و نور چشم بیبهره است؟
این بیت در ادامهی داستان گدای نابینایی است که دزدی کالای او را میرباید. مولانا یک پرسش بدیهی را مطرح میکند تا نکتهی اصلی خود را روشن سازد: شرط لازم برای شناختن هر چیزی، داشتن ابزارِ شناختِ آن است. برای دیدن و شناسایی یک دزد، «نور چشم» و «روشنایی» لازم است. فرد نابینا فاقد این ابزار است، پس طبیعتاً از شناسایی دزد نیز عاجز است.
این وضعیت، تمثیلی برای «کوری باطن» یا غفلت روحانی است. همانطور که چشم ظاهری برای دیدن دنیای مادی ضروری است، «چشم دل» یا «بصیرت» نیز برای درک حقایق معنوی و تشخیص دزدان ایمان (مانند نفس اماره، شیطان یا دلبستگیهای دنیوی) لازم است. انسانی که بصیرت معنوی ندارد، متوجه نمیشود که چگونه جوهر حقیقی وجودش و کالاهای ارزشمند روحانیاش (مانند حکمت، آرامش و ایمان) توسط این دزدان درونی و بیرونی به سرقت میرود. او در تاریکی غفلت خود باقی میماند و حتی اگر دزد در کنارش باشد، او را نمیشناسد.
- کی
- چگونه، چطور
- خویش
- خود
- چون
- زیرا، وقتی که
- ضیا
- روشنایی، نور
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。