閱讀› 卷 2› 在各種對立教派中猶豫不決,並尋找出路與解脫› 詩聯 2947
M2:2947 — آنکه گوید جمله حقاند احمقیست / وانکه گوید جمله باطل او شقیست
M2:2947
شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音
شرح
جلسهٔ 32 — [41:30:00] پرهیز از انکار و شرط انصاف
اما، اما، انکار هم نکنید. چون این انکار شرط عقل نیست، شرط انصاف نیست. نباید آدمی بگوید دیگران همه خطا میکنند. این مستیها همه کاذب است. اینم البته درست نیست. در میانشون به قول مولوی:
اگه بگی همه درستن، درست نیست. اگه بگی همه هم غلطن، بازم درست نیست. به هر حال دستکم در مقام انصاف انکار نکن، بلکه چیزی به دستت برسه و یا اینکه به راهی برو که «کُلٌّ مُیَسَّرٌ لِما خُلِقَ لَهُ» از کلمات پیامبر است، منسوب به ایشونه. هر کسی رو برای یه چیزی ساختن. «قُلِ اعمَلوا فَکُلٌّ مُیَسَّرٌ لِما خُلِقَ لَهُ». کار کنید، عمل کنید، فعالیت کنید، هر کسی رو برای کاری ساختن. و جهان هم با همین تنوع حرفهها و پیشهها انتظام مییابد.
به زبانِ تو — 您的語言 · AI
اینکه انسان همهٔ عقاید و راهها را درست بداند، نشانهٔ حماقت است؛ و اینکه همه را باطل و گمراهی بداند، نشانهٔ شقاوت و بدبختی خود اوست.
مولانا در اینجا به دو رویکرد افراطی در مواجهه با کثرت باورها و مذاهب اشاره میکند و هر دو را رد میکند. او میگوید که در جهان، حق و باطل در هم آمیختهاند، همانطور که شب قدر در میان شبهای دیگر پنهان است یا کالای مرغوب در کنار کالای نامرغوب پیدا میشود.
از یک سو، سادهاندیشی و حماقت است که انسان همهٔ ادعاها و مکاتب را «حق» بداند و هیچ معیاری برای تشخیص نداشته باشد. این نوع نسبیگرایی مطلق، راه را بر شناخت حقیقت میبندد.
از سوی دیگر، انکار مطلق و بدبینانه نیز نشانهٔ شقاوت و تیرهبختی است. کسی که با تکبر و جزماندیشی، همهٔ راههای دیگر را «باطل» میشمارد، از انصاف و عقلانیت به دور است و خود را از یافتن حقیقت در جایی که انتظارش را ندارد، محروم میکند.
بنابراین، راه درست، راه میانه است: راه یک «مؤمن زیرک و اهل تشخیص» که با بصیرت، حق را از باطل جدا میکند و از قضاوتهای کلی و افراطی پرهیز دارد.
- شقی
- بدبخت، تبهکار، کسی که عاقبت بدی دارد
- جمله
- همه، همگی
- احمق
- نادان، کمخرد، ابله
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。