M2:47 — حس خفاشت سوی مغرب دوان / حس درپاشت سوی مشرق روان
M2:47
含義 · به زبانِ تو — 您的語言 · AI
حواس ظاهری و مادی تو، همچون خفاش، از آفتاب حقیقت گریزان است و به سمت تاریکی و عالم ماده میرود؛ اما حس باطنی و معنویات، مانند گوهری درخشان، به سوی نور و عالم معنا در حرکت است.
مولانا در این بیت، دو نوع حس یا قوهٔ ادراک را در انسان با یکدیگر مقایسه میکند. این بیت درست پس از آن میآید که مولانا «آفتاب معرفت» را معرفی میکند که مشرق و محل طلوعش، جان و عقل انسان است.
-
حس خفاش (حس ظاهری): این حس، به حواس پنجگانهٔ جسمانی اشاره دارد که با دنیای مادی و ظلمانی سر و کار دارند. همانطور که خفاش از نور روز گریزان است و به تاریکی شب پناه میبرد، این حس نیز از نور حقیقت و معرفت رویگردان است و به سوی «مغرب» – نماد پایان، تاریکی، و عالم مادی – میشتابد. این همان حسی است که در بیت بعدی «راه خران» نامیده میشود.
-
حس دُرپاش (حس باطنی): در مقابل، حس باطنی، روحانی و شهودی قرار دارد. مولانا این حس را به «دُرپاش» (گوهرافشان) تشبیه میکند، زیرا ادراکات آن ارزشمند و نورانی همچون مروارید است. این حس به سوی «مشرق» – نماد طلوع، نور، و مبدأ حقیقت (آفتاب معرفت) – روان است. این همان «حس جان» است که در ابیات بعدی از آن سخن میگوید و آن را به طلای سرخ تشبیه میکند.
بنابراین، مولانا تضاد میان دو جهتگیری اساسی در وجود انسان را به تصویر میکشد: یکی گرایش به سوی ماده و ظلمت، و دیگری کشش به سوی معنا و نور.
- خفاش
- شبپره، وطواط؛ در ادبیات عرفانی نماد موجودی است که از نور حقیقت گریزان و به تاریکی و عالم حس خو کرده است.
- دُرپاش
- گوهرافشان، پخشکنندهٔ مروارید؛ کنایه از ارزشمند، نورانی و معنوی بودن.
- مغرب
- محل غروب خورشید؛ در اینجا نماد عالم مادی، تاریکی، و پایان.
- مشرق
- محل طلوع خورشید؛ در اینجا نماد عالم معنا، نور، و سرچشمهٔ حقیقت.
討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證
除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。
讀者們的提問0
尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。