閱讀 卷 3 那位戀人與世界之柱的相遇 詩聯 4396

M3:4396 — هیچ بانگ کف زدن ناید بدر / از یکی دست تو بی دستی دگر

هیچ بانگ کف زدن ناید بدراز یکی دست تو بی دستی دگر
✦ 以your language呈現此詩聯

M3:4396

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 18 — [33:15:00] عشق، رابطه‌ای دوطرفه میان عاشق و معشوق

فقط در مولاناست که معتقده اصلاً عشق از اول دو پایه متولد می‌شود و پایی در جان عاشق داره و پایی در جان معشوق داره. ما معشوق بی‌عشق نداریم. چون تلقی عامه این است که عشق نزد عاشقان است و معشوق که خبر از عاشق نداره و بهره‌ای هم از عشق نداره. هیچی، یه موجودی‌ست که یه کسی دورادور اونو می‌خواد، اونم خبر نداره. مولانا می‌گه اصلاً چنین چیزی اتفاق نمی‌افته. این عشق دو تا پا داره و این دو پا یکی در جان عاشق است و یکی جان معشوق است. و بنابراین هر وقت پیدا شد، دو سر است به تعبیر دیگه. و عاشقی گر زین سر و گر زان سر است، یعنی چه سر عاشقانه‌شو بگیری، چه سر معشوقانه‌شو بگیری، به یک جا منتهی می‌شود و شما به یک مقصد می‌روید.

مثالی‌ست که مولانا می‌زنه. می‌گه این صدایی که از دست برمی‌خیزه به مدد برهم خوردن دو دسته. عشق هم از این دو طرف، یعنی عاشق و معشوق متولد می‌شود. در یک طرف زاده نمی‌شود.

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。