閱讀 卷 3 昏迷的戀人甦醒過來,轉向讚美和感謝他的愛人 詩聯 4727

M3:4727 — من چو با سوداییانش محرمم / روز و شب اندر قفس در می‌دمم

من چو با سوداییانش محرممروز و شب اندر قفس در می‌دمم
✦ 以your language呈現此詩聯

M3:4727

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — 摘自他的瑪斯納維講座錄音

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 09 — [00:54:27] راز فاش‌شده و قوت می

این از اون حرفاست دیگه. می‌گه گاهی رازی که فاش می‌شه و از دهن در می‌ره بیرون، مثل وقتی است که یه شرابی رو در خمی بریزی، اون‌قدر بجوشد این شراب و فشار به دیواره‌ها و بدنه این خم بیاره که قوت می بشکند ابریق را. فقط اون موقع است که شخص در بی‌خودی و غیر متکلفانه رازی رو فاش می‌کنه و الا راز و ناز خداوند باید پنهان بماند و هین و هین هشدار بر ناری دمی، اولاً برجه طلب کن محرمی.

در اینجا شما می‌بینید که مولانا خداوند رو به صورت یک راز، یک راز نازنین معرفی می‌کند که منتش رو هم باید کشید تا بخشی از خودش رو به شما نشان بدهد و الا این راز ناگشوده خواهد ماند. بله ما همه به طور فطری یه درکی از خداوند داریم اما وحدت خداوند راز است، خلقت خداوند راز است، اوصاف او، بی‌صورتی او، تصرف او در این عالم، اجابت او دعاها را و فرستادن فرشته‌ها، همه این‌ها جزو اسرار عالم است. ظواهری از این‌ها گیر ما میاد و می‌شنویم و می‌خوانیم و خب ایمان به ظواهر هم میاریم. اما حقیقت این است که رازترین و رازآلودترین پدیده‌ها اونجایی است که ماوراء طبیعت با طبیعت با هم تماس می‌گیرند و ملاقات می‌کنند. مثلاً جانی که با جسم تماس می‌گیره، فرشته‌ای که میاد و وحی می‌آورد، خدای بی‌صورتی که صورت می‌آفریند. اینجاها در واقع همون جاهایی است که اسرار عالم در اونجاها قرار دارند و جز با ورود به اونجاها، به قول مولوی مرغابی شدن و به دریا رفتن، جز از این طریق نمی‌شه با اون رازها آشنایی حاصل کرد.

به زبانِ تو — 您的語言 · AI

討論 — 就此詩節提問——答案源自《瑪斯納維》,每節詩句皆有引證

除非您分享,否則您的對話僅會留在此裝置上。

讀者們的提問

尚無分享的提問——您的提問或可為濫觴。